خاطره تلخ و شیرین از اولین روز سال تحصیلی سال 1392
خاطره تلخ و شیرین از اولین روز سال تحصیلی سال 1392
شش سال(سال 1386) پیش دانشجوی لیسانس بودم، دوستی داشتم که ازم خواست به یکی از دوستاش که مشکل کامپیوتری داره کمکی کنم قبول کردم و دوستش بهم زنگ زد گفت یه فامیلی دارن که توی یکی از واحدهای دانشگاه آزاد تهران درس میخونه و توی پروژه مشکلی داره ازم خواست کمکش کنم من هم چون از طرف یکی از بهترین دوستام معرفی شده بود قبول کردم و نهایتا منجر به این شد که با همکاری ،دانشجوی فوق الذکر پایان نامه ای برای ایشون آماده شد! و ایشون تحویل دانشگاهش در تهران داد و فارغ التحصیل شدن... گذشت و گذشت تا امروز 1 مهر 1392 ... یه دانشجویی امروز اومد دانشگاه تحویل پروژه! من هم استاد این بنده خدا استادش کسی دیگه ای بود و به خاطر یه سری مشکلات قرار شده بود استادش عوض بشه و از شانسش من شدم استاد راهنماش امروز به صورت صحافی و منظم و مرتب پروژه را اورد که تحویل بده!!! این جلد پایان نامه اش بود تا دیدم و یه صفحه اش را باز کردم خشکم زد پایان نامه ای بود که 6 سال پیش ایجاد کرده بودیم و اون دانشجوهه داده بود به استادش بهش گفتم اینا از کجا اوردی!؟ گفت خودم نوشتم! گفتم خودت تنها!؟ گفت با همکاری دو تا از دوستام ... گفتم پایان نامه را بگیر ، یه خط پیدا کن توش که خودت نوشته باشی!!! گرفت و گفت خوب همه شا با همکاری هم نوشتیم... گفتم بشین روی صندلی نشست توی لپ تاپم سرچ کر دم داکیومنت را پیدا کردم گفتم بیا این روی سیستم من چیکار میکنه!!! بنده خدا حرفی نداشت دیگه.... قرار شد یه موضوع دیگه از اول کار کنه بیاره...
منم پروژه گرفتم تابستون
استاد دیگه پروژه آماده نداری؟ برای یکی میخوام نیازمنده
استاد دیگه پروژه آماده نداری؟ برای یکی میخوام نیازمنده
اخی من میدونم اون بیچاره چی کشیده سر منم همچین بلایی اومده
بهنام شاوردی خطاب به اون دانشجو : حالا خوبت شد
، خو مثل مرد میگفتی نه مال من نیس
ولی استاد شما لطف کن نمره ما رو بده ! 
استاد خاطره باحالی بود ، زنده شدن خاطرات خیلی لذت بخشه!
دمتون هم گرم خوب جیزش کردید
، خو مثل مرد میگفتی نه مال من نیس
ولی استاد شما لطف کن نمره ما رو بده ! 
استاد خاطره باحالی بود ، زنده شدن خاطرات خیلی لذت بخشه!
دمتون هم گرم خوب جیزش کردید
شما که ظاهرا از خاطره خوشتون اومد پس چرا رای منی دادید؟
خدا بد نده اقای شاوردی؟؟؟؟
شیطونی کردم ، گردنم دودو شده !
خوب خندم گرفت ديگه.
با قلبی شکسته و زخم خورده
باز گشایی مدارس را تسلیت و تعزیت عرض میکنم
ان شا الله غم آخرتون باشه.
تو تابستوناتون جبران میکنیم.
باز گشایی مدارس را تسلیت و تعزیت عرض میکنم
ان شا الله غم آخرتون باشه.
تو تابستوناتون جبران میکنیم.
بچه های ارشد میدونن که اگر دانشگاه استاد راهنما کم داشته باشه و دانشجو ها هم زیاد باشن چقد بدبختی باید بکشی تا بتونی استاد راهنما را بگیری
این نگرانی حدود 2 ترم با من بود .این شرایط در 1- 2 ماه اخیر بحرانی تر شد چون خیلی ها میخواستن دفاع کنن تا ترم اضافه نشه بشون و هر کس زودتر موضوع اش و پروپوزالش آماده باشه استاد را میگیره .ما بالاخره پروپوزال را دفاع کردم و یه نفس راحتی کشیدم که بالاخره استاد رو برای پایان نامه ام گرفتم .......
اما از اونجایی که هیچ وقت نباید خیالمون راحت باشه 31 شهریور یا 1 مهر 92 استاد راهنمام ایمیلی زد که بهش گفتن فقط میتونه 6 نفر را برا دفاع بهمن اسم بنویسه درحالی که کسانی که باهاش پروپوزال دفاع کردن و در سیستم ثبت شده بیشتره از 6 نفره و یک سری ها میمونن ترم بعد
حالا معلوم نیس که کیا قراره حذف بشن چون فقط استاد میدونه که کار کی جلوتره و کار کی عقب تر ....
تا بیاییم فارغ التحصیل بشیم چند بار سکته میدن آدم رو خدا میدونه...
این نگرانی حدود 2 ترم با من بود .این شرایط در 1- 2 ماه اخیر بحرانی تر شد چون خیلی ها میخواستن دفاع کنن تا ترم اضافه نشه بشون و هر کس زودتر موضوع اش و پروپوزالش آماده باشه استاد را میگیره .ما بالاخره پروپوزال را دفاع کردم و یه نفس راحتی کشیدم که بالاخره استاد رو برای پایان نامه ام گرفتم .......
اما از اونجایی که هیچ وقت نباید خیالمون راحت باشه 31 شهریور یا 1 مهر 92 استاد راهنمام ایمیلی زد که بهش گفتن فقط میتونه 6 نفر را برا دفاع بهمن اسم بنویسه درحالی که کسانی که باهاش پروپوزال دفاع کردن و در سیستم ثبت شده بیشتره از 6 نفره و یک سری ها میمونن ترم بعد
حالا معلوم نیس که کیا قراره حذف بشن چون فقط استاد میدونه که کار کی جلوتره و کار کی عقب تر ....

تا بیاییم فارغ التحصیل بشیم چند بار سکته میدن آدم رو خدا میدونه...