داستان آموزنده مـــــــرد فقیر ...
مرابا خط کش شکسته اندازه نگیر
اندازه نگه دارکه اندازه نکوست............
.................................................................................................
....من آمده ام که اشتباه کنم
که اشتباه روم
وقتی خورشید گاه هست گاه نیست
من آمدم
بدون فانوس به راه افتادم
بامن فدم بزن چندصباحی
برمن قدم بگذار بماندردپایی
باهم خواهیم رسید
به (ح ر)
.................................................................................................
....من آمده ام که اشتباه کنم
که اشتباه روم
وقتی خورشید گاه هست گاه نیست
من آمدم
بدون فانوس به راه افتادم
بامن فدم بزن چندصباحی
برمن قدم بگذار بماندردپایی
باهم خواهیم رسید
به (ح ر)