متن آهنگ مورد علاقتو اینجا بنویس..
حوصله ندارم متنشا بنویسم
ولی قشنگه
حال ندارم بنویسم آهنگ دریا ونمیتونم وپاییز ودلتنگی ازمجیدخراطها
خدانشونشا از کی بگیرم
دارم دق می کنم نذار بمیرم
آخه هنوز دلش از جنس سنگه
هنوز دلم واسه دلتگی تنگه
چطور دلش اومد ازپابیوفتم
بهش نازکترازگل هم نگفتم
باورندارم منا تنها میذاره
دلم واسش یه ذزه شد اما دیگه نیس
لعنت به توای دست سرد روزگار
حالا فقط من موندم واین چشای خیس
هرچی بگی واست همون میشم
فقط یه باردیگه بیا دستمو بگیر
ای دل صبور وبی کس من اون نمیاد پیشت دیگه بهونه نگیر
حالا من وموندم وهمین دوتاچشم گریون
موندم توکوچه ها آس وپاس وحیرون
حالا من موندم تووشب بی ستاره
منم که تو خاطرها اشکام میباره
خداازت میخام یادش نیوفتم
چه حرفایی که ازعشقم شنوفتم
خدا اگه نمیشونه صدامو
بهش بگو دلیل گریهامو
اونی که گفته بود عاشق ترینه
حتی خیانتش به دل میشینه
باورندام منا تنها میذاره دلم واسش یه ذره شد اما دیگه نیس
لعنت به تو ای دسته سرد روزگار
حالا فقط من موندم این چشای خیس
هرچی بگی واست همون میشم فقط یه بار دیگه دستمو بگیر
ای دل صبور وبی کس من اون نمیاد پیشت دیگه بهونه نگیر
===================
اونا که تو خلوت شب شعرای حافظو خوندن
شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند
باور ما نمیشود در سر ما نمی رود
از گذر سینه ما یار دگر گذر کند
شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام
کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کنم
مقصد و مقصودم تویی عشقم و معبودم تویی
از تو حذر نمی کنم سایه مگر سفر کند
چاره کار ما تویی یاور و یار ما تویی
توبه نمیکند اثر مرگ مگر اثر کند
دارم نزدیکتر میشم، یه کم تا آسمون راهه
به دستای نیاز من، نگاهی کن از اون بالا
من این آرامش محضو، به تو مدیونم این روزا
خدایا دوستت دارم، واسه هر چی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که، ازم حالم رو پرسیدی
بازم چشمامو می بندم، که خوبی هاتو بشمارم
نمی تونم فقط میگم، خدایا دوستت دارم
تو دیدی من خطا کردم، دلم گم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده، به آغوش تو برگردم
تو حتی از خودم بهتر، غریبی هامو می شناسی
نمی خوام چتر دنیا رو، که تو بارون احساسی
خدایا دوستت دارم، واسه هر چی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که، ازم حالم رو پرسیدی
بازم چشمامو می بندم، که خوبی هاتو بشمارم
نمی تونم فقط میگم، خدایا دوستت دارم
عزیز بومی ای هم قبیله رو اسب غربت چه خوش نشستی
تو این ولایت ای با اصالت تو مونده بودی تو هم شکستی
تشنه و مومن به تشنه موندن غرور اسم دیار ما بود
اون که سپردی به باد حسرت تمام دار و ندار ما بود
کدوم خزون خوش آواز تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا به جست و جوی شقایق
کنار ما باش که محزون به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم خورشید و بیرون بیاریم
هزار پرنده مثل تو عاشق گذشتن از شب به نیت روز
رفتن و رفتن ساده و صادق نیومدن باز اما تا امروز
خدا به همرات ای خسته از شب اما سفر نیست علاج این درد
راهی که رفتی رو به غروبه رو به سحر نیست شب زده برگرد
نمی خواهم کـــسی شـــال گردن اضافی اش را دور گـــردن احســـاسم بیاندازد ..