سردرد
سردرد
سرم درد می کند؛از پیچش عصب های عاشقی که از بس"دوستت دارم"درآنها جریان نیافته،درهم تنیده اند ، از گذر روزهایی که همگی بوی نبودن به خود زده اند،از..... سرم درد می کند و تو از شنیدنش باور نخواهی کرد. -چرا سرت را نبسته ای؟ می خندم؛فکر می کنی خوبم،فکر می کنند خوبم و این بازی جدیدی است که شروع کرده ام. شیرین است برایم؛بیدار شدن با سردرد تا روزی که... هیچی،بیخیال... دریا.ب