گریه هایت سهم من

گریه هایت سهم من

بارانی ها • 1394/09/24 @bestboy94
گریه هایت سهم من
گریه هایت زیرکانه خنده هایت سرسری ست** چهره ات آرام اما شیوه ات افسونگری ست*** شادی ات با دیگران و گریه هایت سهم من**** چشمهایت با من اند اما دلت با دیگری ست**** دل اگر خوارزم چشمانت به آتش می کشند***** جرم چشمان تو و چنگیز خان ویرانگری ست ***** دوست از دشمن نمایان نیست، در این رزمگاه**** مهره های بازی شطرنج تو خاکستری ست***** تا که چشمانت جهان را پادشاهی می کنند**** این رعیت را کنار تو مقام سروری ست***** زنده کن این مرده را با گیسوان عیسویت**** حایل اعجاز تو تا من، فقط یک روسری ست***** زشت و زیبا، داستان تلخ و نا فرجام عشق***** قصه ما هم به نوعی قصه ی دیو و پری ست*****
حتی به لبهای تو یک ، لبخند هم تلخیده نیست* انگار اینجا هیچ کس بر گریه اش خندیده ، نیست* پیوندها ی محکمی از عشق می بینم فقط* در واژه نامه ها چرا ؟ معنایی از "رنجیده" نیست* خط وفا بی نقطه چین تا بی نهایت می رسد* بوی خیانت ذره یی توی هوا پیچیده نیست* دزدی تجاوز خودکشی قتل و گدایی مرده اند* دنیای پشت پرده ها بر چشم ها پوشیده نیست* رسم عدالت کاملن دارد رعایت می شود* وقتی که حق مردمش در زیر پا مالیده نیست* حتی خدا را با یقین بی واسطه حس می کنم * زیرا وجود مطلقش بر دیگری نامیده نیست * افسوس خوابم پاره شد لعنت به زنگ ساعتم* با گریه می دانم کسی مانند من نالیده نیست *
یاد او شب تا سحر بیدار می‌دارد مرا***** تا سحر با دیده خونبار می دارد مرا**** هر کسی در زندگانی با خیالی دلخوش است**** عشق، خوشدل از خیال یار می‌دارد مرا**** قافیه اندیشم اما نازنین دلدار من***** سرخوش از اندیشه دیدار می‌دارد مرا***** تا مگر پا از گلیم خویش نگذارم بیرون***** یار گرد خویش چون پرگار می دارد مرا***** ماه اگر در آسمان محروم می ماند زمهر**** ماه من از مهر برخوردار می دارد مرا **** گرچه پیر سال و ماهم لیک عشق کهنه کار***** با همه افسردگی در کار می‌دارد مرا***** در میان آتشم اما خوشم زیرا که عشق**** در امان از آذر و آزار می‌دارد مرا***** گرچه خاموشی خردمندی است اما عاشقی**** گاه گاهی بر سرگفتار می‌دارد مرا***
***** دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ***** و لبم تشنه ترین تشنه ی لیوان شراب ***** من و دل در ته این کوچه ی بن بست گُمیم ***** مثل یک قطره که باریده به یک نهر پر آب ****** تن من مرده ترین زنده ی این شهر شب است ***** برسان فاتحه بر من که مباح است و ثواب ******* شب من معنی یک ظلمت محض است رفیق ***** پشت کردی به من و شب شد و من خانه خراب ******* لحظه هایم همه در خاطره ات می گذرند ***** خاطراتی که از آن نیست مرا دیده به خواب****
ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد*** چو روز وصل توام در خیال میگذرد*** جهان برابر چشمم سیاه میگردد***** چو در ضمیر من آن زلف و خال میگذرد***** اگر هلاک خودم آرزوست منع مکن**** مرا که عمر چنین در ملال میگذرد**** خیال مهر تو در چشم هر سهی سرویست**** که در حوالیش آب زلال میگذرد***** ز بوی زلف توام روح تازه میگردد**** سپیده‌دم که نسیم شمال میگذرد**** من و وصال تو آن فکر و آرزو هیهات**** که بر دماغ چه فکر محال میگذرد**** غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید**** وزین حدیث بسی ماه و سال میگذرد***
قصهٔ درد دل و غصهٔ شبهای دراز**** صورتی نیست که جائی بتوان گفتن باز***** محرمی نیست که با او به کنار آرم روز***** مونسی نیست که با وی به میان آرم راز**** در غم و خواری از آنم که ندارم غمخوار**** دم فرو بسته از آنم که ندارم دمساز***** خود چه شامیست شقاوت که ندارد انجام**** یا چه صبحست سعادت که ندارد آغاز***** بی‌نیازی ندهد دهر خدایا تو بده***** سازگاری نکند خلق خدایا تو بساز***** از سر لطف دل خستهٔ بیچاره عبید***** بنواز ای کرم عام تو بیچاره نواز*****
من اندوه دلم را با شادی مردم هرگز عوض نمی کنم. و نمی خواهم اشک‌هایی که غم ها را از چشم هایم سرازیر می کنند به خنده درآیند. آرزومندم زندگی به شکل اشکی و لبخندی باقی بماند. اشکی که قلبم را تطهیر می کند و اسرار پنهان زندگی را به من می فهماند.
مشعلی در دست بادم، حال و روزم خوب نیست*** در دل آتـشـفـشـان هـم، ایـنـچـنین آشــوب نیست**** پـا کـه می کـوبـی بـر ایـن آتـش، جری تر می‌شود**** چـاره‌ ی طـغیـان گـری مـانـنـد مـن، سرکوب نیست**** هرچه بی‏رحمانه سیلی می‏خورم از دست تو**** اعترافم همچنان جز ذکر یا مـحبوب نـیـست ****** پـیـش پـایـت آنـقـدر افـتـادم و بـرخــاستم**** تا بدانی هر که افتاد از نفس مغلوب نیست ****** بـا هـمـین تـکرارهـای ســاده بــالا مـــــی‌روم*** نردبان چیزی به جز تکرار چندین چوب نیست
دوستان شما هم اگه شعری به نظرتون خوب میرسه یا خودتون سروده اید بزارید ـ
آه من از مرگ می ترسم ولی از بی تو بودن بیشتر- هر دو ضربه می خوریم از اشتباه تو ولی من بیشتر- رفتنت چیز عجیبی نیست تقدیر است آه,مثل اینکه از خیانت دیدن من دوست خوشحال است و دشمن -بیشتر - رفتی و قبل اش تمام حرف هایت را زدی,قلبم شکست- درد دارد رفتن یک عشق اما دل شکستن بیشتر- بغض دارم بغض,هر چند این مهم نیست,چرا که بعد تو- روح مایل بود به رفتن از این دنیا و...این تن بیشتر- بعد تو غم پشت این صورت نشد پنهان و من رسوا شدم- مادرم فهمید غمگینم...ولی سیگار بهمن بیشتر-