.:: گذر زمان برای شما چگونه بوده؟ ::.
اتاق‌های اصلی دهکده اینترنتی بام ایران - دابا بحثهای دابا .:: گذر زمان برای شما چگونه بوده؟ ::.
آرشیو تاپیک

.:: گذر زمان برای شما چگونه بوده؟ ::.

بحثهای دابا • 1394/07/19
.:: گذر زمان برای شما چگونه بوده؟ ::.
هر کدوم از ماها،در کودکی و نوجونی آرزوهایی برای شغل و درس و زندگیمون داشتیم.
حالا از اون روزها،سالها گذشته...
و رسیدیم ب روزهایی ک شاید وقتی کوچیک بودیم، آرزوی دیدنش رو داشتیم و فکر میکردیم وقتی بزرگ بشیم چ کارهای مهمی میتونیم انجام بدیم!

لطفا از آرزوهاتون و اینکه الان بهشون رسیدید یا نه،بگید...


من خودم خیلی دوست داشتم نجوم بخونم،و منجم بشم!
ولی خب همت نکردم،و عشق نجوم ب رویا تبدیل شد...
کامپیوتر خوندم...ب امید روزهای عالی(چیزی ک ترم یک و دو بهش فکر میکردم).

تو این اوضاع کاری کشور،تلاشم رو کردم و امیدوار ادامه میدم،ولی خب سخته ک تلاش ها و آرزوهای سالهای دانشجویی و بعدش ب بودن یا نبودن یک مدیر ارگان بستگی داشته باشه!

میگذره،اما اگر میدونستم اوضاع کاری اینه،شاید این همه تلاش نمیکردم!
آرزوهای کودکی چقدر شیرین بودن...
هنوز اینجوری نشده ولی میترسم بزرگ شم ببینم اون روزایی که ارزوشو داشتم در کار نیستcrying
یادم به بچگی خودم که می افته خندم میگیره چون همش خوشی و خنده و ... بودsmile چه روزهایی بودrolleyeslol

آرزوهای کوچیکی داشتیم مثل خوردن کاکائوهایی که شکل ماهی بودن و کیک یزدی و .... کلی دیگهsmile drool خرید دوچرخه ، رفتن به گردش به دوستایی که تو مدرسه پیدا کرده بودیم ، اردو که ماه اردبیهشت می رفتیمlaughو...

خدایش آرزوهامون را با این وضعیت جامعه یادم رفتهcrying


کم کم آرزوهامون هم با خودمون بزرگ شدن و در آرزوی رسیدن به آرزوهامون بزرگ شدیم

این قدر با امید به فردایی بهتر و خیالات خوب آینده بودیم که این روزها مثل برق و باد میگذشت تا هر چه زودتر به آرزوهامون برسیم

به جایی رسیدیم که آرزوهای دوران بچگی واسمون یه چیز کوچولو بود و بقول معروف باهاش حال نمیکیردیم


بعد دیدیم برای رسیدن به آرزوهای بزرگ مون با بقیه بچه ها فرق داریم
یه سری به آرزوهاشون رسیده بودن که یا بچه پولدار بودن یا ... و ما هنوز توی فکر و رویاهای آرزوهامون داریم سیر میکنیم

من که نرسیدم

*********

انسان آرزوهاش ته نداره ، به خیلی آرزوهاش رسیده ولی در نظر خودش انگاری نرسیده چون بازم داره به آرزوهای بزرگتری فکر میکنه و این که توقعاتش بالا میره چون هی به بالا دستی های خودش نگاه میکنه

الان ما یه آرزو نداریم چون به تعداد آرزوهای متعدد فکر میکردم و برای رسیدن به شرایط ایده آل با رسیدن به یه آرزو کارت حل نمیشه و همین هم مشکل همه ماست
اگه فقط به یه موضوع فکر میکردیم و دنبالش می رفتیم قاعدتآ توی همون موضوع موفق می شدیم

این جوری فقط دچار سردرگمی شدیم

البته چیزهایی دیگه ای هم دخیل هست که به آرزوهامون نرسیدیم :
تلاش کم خودمون
نداشتن اعتماد به نفس
ترس و ترس و ترس
شرایط خانواده
جا و مکان و محل زندگی
افراد و دوستان و همسایگان و فامیل
وضعیت جامعه و کمبود کار دولتی
تورم و گرونی
تعداد زیاد جوان های دوره سنی مون
و... که همه دیگه خودشون میدونن

.... بقیش را هم دوستان میگن
فبول شدن در دانشگاه علوم پزشکی شیراز و خیلی چیزای کوچیک و بزرگ دیگه کاش میشد به نهایت رضایت از خود رسید ترسم از اینه ک عمر بگذره ولی به این رضایت نرسم
کاش زوتر تمووم بشه غمهاییت دوست خوبمsad
نمیدانم واقعا

آرزوهایی بود ، و خواسته هایی!! و ضعف های خودم که هیچکدوم نرسیدم.
نمیدانم چی میخواهم

فقط میدانم خداوند خیلی بهتر از ارزوهای خودم را برایم کنار گذاشته.. و به لطف بیکرانش ایمان دارم


ایشالله دوست خیلی خوبم هم این را ببیند. تا ما رو هم خوشحال کنه
کاش میشد بچگی را زنده کرد
کودکی شد ، کودکانه گریه کرد
شعر ” قهر قهر تا قیامت ” را سرود
آن قیامت ، که دمی بیش نبود
فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟
کاش میشد ، بچگانه خنده کرد

دوران کودکی ام خیلی خوب بود اما یک اتفاق خیلی بد خیلی چیزهارا عوض کرد اما باز بلند شدم نگذاشتم زمونه زمینم بزنه نوجوانی هم خوب گذشت و جوانی هم که در حال گذر است.

هیچ وقت آرزویی نداشتم همیشه با توجه با شرایط جلو رفتم تلاشم را کردم و میکنم .درسته آرزو نداشتم ولی هدف داشتم هدف های کوچک و بزرگ هرچند زمونه نگذاشت به خیلی هاش برسم .واقعا توی این دنیا بعضی چیزها ماله بعضی آدم هانیست .حالا هر قدرهم که تلاش بکنند.

به هرحال زندگی زیباست با همه ی سختی ها و بالا و پایینش .زندگی بدون رنج و سختی یعنی مرگ .آدم تا سختی نکشه قدر خیلی چیزها را نمیدونه.

من توی زندگیم همیشه دوست داشتم ساده و صاف و صادق باشم امیدوارم که تونسته باشم.

از لحاظ تحصیلی هم سیاست را خیلی دوست داشتم و می خواستم توی این رشته تحصیل کنم .از فعالیت های سیاسی لذت میبردم ولی متاسفانه به این نتیجه رسیدم که اصلا با روحیه ی من سازگار نیست .و رفتم سراغ کامپیوترکه بزرگترین اشتباهم در تحصیل بود.

کم کم به این نتیجه رسیدم برای دختر هیچ چیز بهتر از خانه داری نیست
biggrin

زندگی را باید زندگی کرد.امید به خدا را هیچ گاه فراموش نکنید بخصوص در دشوارترین لحظات.....

خوبه باز تو به یکی شون رسیدی ، همین یکی هم بُسِتِه ، ما که به هیچ کدومشون نرسیدم ، گل صنم پر ، ماه صنم پر ، شاه صنم پر ، ماه نساء پر ، گل نساء پر پر biggrin
از همون ابتدای امر از این سوسول بازیا و این صحبت ها ک میخوای چه کاره بشی و به کجا برسی خوشم نمیومد
در جواب این سوال هم من میگفتم هنوز نمیدونم میخوام چه کاره بشم تا همین الانم واسه آیندم آرزویی ندارم ( البته آدم هر چی هدفدار زندگی بکنه قطعا داخل کاراش و زندگیش و ... میتونه پیشرفت کنه اینو جدیدا تجربه کردم . خیلیا بهم میگفتن ولی قبول دار نبودم )
به نظر من هدف و آرزو دو مقوله جدا از هم می باشند . از همون اول هیچ آرزویی ندشتم و ندارم و نخواهم داشت ولی جدیدا دارم هدفمند زندگی میکنم بهههههههههله
راستی تو دوران تحصیلی رشته ای رو که دوسش نداشتم دنبال کردم(کامپیوتر) الان شغلمم هیچ ربطی ب کامپیوتر نداره ولی در کل الان از اینکه رشته کامپیوترو به زور دنبال کردم پشیمون نیستم