عاشق یکی شدم که نباید میشدم ....
عاشق یکی شدم که نباید میشدم ....
مى خواهى بروى؟
بهانه مى خواهى؟
بگذار من بهانه را دستت دهم...
برو و هرکس پرسید چـــرا؟
بگو لجوج بود! همیشه سرسختانه عاشق بود...
بگو فریاد مى کرد! همه جا فریاد مى کرد که فقط مرا مى خواهد...
بگو دروغ مى گفت! مى گفت هرگز ناراحتم نکردى...
بگو درگیر بود! همیشه درگیر افسون نگاهم بود...
بگو بی احساس بود! به همه فریاد ها، توهین ها و اخم هایم، فقط لبخند می زد...
بگو او نخواست! نـخـواسـت کـسـى جـز مـن در دلــش خـانـه کـنـد......
درد مرا انخاب کرد من تورا تو رفتن را آسوده برو و دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم