شروعی دوباره
شروعی دوباره
مثل بقیه آدما،من و تو، میریم با هم به یه جای معمولی،یه جایی که خیلی های دیگه مثل ما هم پیدا میشه،؛1کافی شاپ نیمه تاریک که با نورشمع ها روشنه،بوی عود و عطر های خوب،از همونایی که برات خاطره میشه،با یه آهنگ ملایم که احساسات آدم رو به بازی میگیره...
همه چیز معمولیه،حرفای تکراری که دیگه حتی میز و صندلی ها رو به وجد نمیاره...
حرفای تازه ای برای گفتن دارم،چشمام رو به چشمات می دوزم،نیازی به گفتن و شنیدن نیست،فقط نگاه کن و با نگاهت به خواستنت معنایی دوباره بده و خط بکش برهمه معمولی ها...
همه چیز معمولیه،حرفای تکراری که دیگه حتی میز و صندلی ها رو به وجد نمیاره...
حرفای تازه ای برای گفتن دارم،چشمام رو به چشمات می دوزم،نیازی به گفتن و شنیدن نیست،فقط نگاه کن و با نگاهت به خواستنت معنایی دوباره بده و خط بکش برهمه معمولی ها...