چشم چران
چشم چران
چشم چران(خاطره ای از شهید ابراهیم هادی)
پیامبر اكرم (ص):
"چشمان خود را از نامحرم ببندید تا عجایب را ببینید ". میزان الحكم ج 10 ص 72
روش امر به معروف و نهی از منكر ابراهیم در نوع خود بسیار جالب بود. مثلاً اگر می خواست بگوید كه كاری را نكن
سعی می كرد غیر مستقیم باشد. مثلا دلایل بد بودن آن كار از لحاظ پزشكی، اجتماعی و... را اشاره كند تا طرف مقابل
خودش به نتیجه لازم برسد. آنگاه ازدستورات دین برای او دلیل می آورد.
یكی از رفقای ابراهیم گرفتار چشم چرانی بود و مرتب به دنبال اعمال و رفتار غیر اخلاقی می گشت. چند نفر از
دوستانش با داد زدن و قهركردن نتوانسته بودند رفتار او را تغییر دهند.
در آن شرایط كه كمتر كسی او را تحویل می گرفت، ابراهیم خیلی با او گرم گرفته بود و حتی او را با خودش به
زورخانه می آورد و جلوی بچه های دیگه خیلی به او احترام می گذاشت. مدتی بعد شروع كرد با او صحبت كردن. ابتدا
اون رو غیرتی كرد و گفت: "اگه كسی به دنبال مادر و خواهر تو راه بیفته و اونها رو اذیت بكنه چیكار می كنی؟ " اون
پسر با عصبانیت گفت: "چشماش رو در می یارم".
ابراهیم خیلی آروم گفت: "خبُ پسر، تو كه برای ناموس خودت اینقدر غیرت داری چرا همون كار اشتباه رو انجام
می دی"
بعد ادامه داد: "ببین اگه قرار باشه هركی به دنبال ناموس دیگری باشه كه دیگر جامعه از هم می پاشه و سنگ روی
سنگ بند نمی شه"
بعد ابراهیم از حرام بودن نگاه به نامحرم حرف زد و كلی دلیل دیگه آورد و اون پسر تأیید می كرد. بعد هم گفت:
"تصمیم خودت رو بگیر اگه می خوای با ما رفیق باشی باید این گناه رو ترك كنی. "
برخورد خوب و دلائلی كه ابراهیم برای او آورد باعث تغییر كلی در رفتارش شد و او را به یكی از بچه های خوب محل
تبدیل كرد. این پسر نمونه ای از افراد بسیاری است كه ابراهیم با برخورد خوب و استدلال و صحبت كردن های به موقع
آنها را متحول كرده بود.
نام این پسر همكنون بر روی یكی از كوچه های محله ما نقش بسته است(شهید شدند).
منبع : کتاب سلام بر ابراهیم
پیامبر اكرم (ص):
"چشمان خود را از نامحرم ببندید تا عجایب را ببینید ". میزان الحكم ج 10 ص 72
روش امر به معروف و نهی از منكر ابراهیم در نوع خود بسیار جالب بود. مثلاً اگر می خواست بگوید كه كاری را نكن
سعی می كرد غیر مستقیم باشد. مثلا دلایل بد بودن آن كار از لحاظ پزشكی، اجتماعی و... را اشاره كند تا طرف مقابل
خودش به نتیجه لازم برسد. آنگاه ازدستورات دین برای او دلیل می آورد.
یكی از رفقای ابراهیم گرفتار چشم چرانی بود و مرتب به دنبال اعمال و رفتار غیر اخلاقی می گشت. چند نفر از
دوستانش با داد زدن و قهركردن نتوانسته بودند رفتار او را تغییر دهند.
در آن شرایط كه كمتر كسی او را تحویل می گرفت، ابراهیم خیلی با او گرم گرفته بود و حتی او را با خودش به
زورخانه می آورد و جلوی بچه های دیگه خیلی به او احترام می گذاشت. مدتی بعد شروع كرد با او صحبت كردن. ابتدا
اون رو غیرتی كرد و گفت: "اگه كسی به دنبال مادر و خواهر تو راه بیفته و اونها رو اذیت بكنه چیكار می كنی؟ " اون
پسر با عصبانیت گفت: "چشماش رو در می یارم".
ابراهیم خیلی آروم گفت: "خبُ پسر، تو كه برای ناموس خودت اینقدر غیرت داری چرا همون كار اشتباه رو انجام
می دی"
بعد ادامه داد: "ببین اگه قرار باشه هركی به دنبال ناموس دیگری باشه كه دیگر جامعه از هم می پاشه و سنگ روی
سنگ بند نمی شه"
بعد ابراهیم از حرام بودن نگاه به نامحرم حرف زد و كلی دلیل دیگه آورد و اون پسر تأیید می كرد. بعد هم گفت:
"تصمیم خودت رو بگیر اگه می خوای با ما رفیق باشی باید این گناه رو ترك كنی. "
برخورد خوب و دلائلی كه ابراهیم برای او آورد باعث تغییر كلی در رفتارش شد و او را به یكی از بچه های خوب محل
تبدیل كرد. این پسر نمونه ای از افراد بسیاری است كه ابراهیم با برخورد خوب و استدلال و صحبت كردن های به موقع
آنها را متحول كرده بود.
نام این پسر همكنون بر روی یكی از كوچه های محله ما نقش بسته است(شهید شدند).
منبع : کتاب سلام بر ابراهیم
کتاب سلام بر ابراهیم کتاب خیلی خوبیه !!!
از خاطرات شهید ابراهیم هادی نوشته شده ، خاطراتش خیلی زیبا و پند آموز هستن!!!
اونقدر خاطراتش شیرین و خوندنین که آدم از خوندنش هیچ وقت خسته نمیشه!!
حتمابخونیدش ضرر نمکنید!!!
من عاشق خاطرات و زندگی نامه شهدام!!!
از خاطرات شهید ابراهیم هادی نوشته شده ، خاطراتش خیلی زیبا و پند آموز هستن!!!
اونقدر خاطراتش شیرین و خوندنین که آدم از خوندنش هیچ وقت خسته نمیشه!!
حتمابخونیدش ضرر نمکنید!!!
من عاشق خاطرات و زندگی نامه شهدام!!!