موضوع انشا:درد

موضوع انشا:درد

خودمونی • 1394/04/23 @pegah1993
موضوع انشا:درد


بچه ها موضوع انشا درد چیست
از کجا می اید و همراه کیست
درد یعنی بوی ریحان و کباب
درد یعنی شرم بابا بی حساب
درد یعنی توی سفره اشک و آه
دور سفره بچه های بی گناه
درد یعنی سفره شان آماده بود
قیمه ی همسایه جا افتاده بود
بوی قیمه بغض بابا را شکست
حاصل بغضش به رخسارش نشست
درد یعنی چشم بابا خیس بود
پاسخ مادر به خواهر هیس بود
درد یعنی اشک مردی خسته تن
دست مادر بر سر بابای من
لحظه ها آن لحظه بی پایان نبود
خوردن بغض گلو آسان نبود
درد یعنی از غم بابای سرد
مادرم در زیر باران گریه کرد
درد یعنی پنجره بی شیشه بود
سوز سرما خواب خواهر را ربود
درد یعنی دفترم برگی نداشت
مادرم سر روی زانو می گذاشت
باز خواهر کوک کفشش باز بود
مرهم مادر برایش ناز بود
درد یعنی خواب شب با قرص خواب
پشت هم کابوسهای بی جواب
درد یعنی خانه مان دلگیر بود
از چه بابای جوانم پیر بود
سهم بابا یک بغل دلواپسی
یک سبد غمناله های بی کسی
لقمه اشکی تکه آهی هست او
نقش حسرت خط به خط در دست او
دست خالی بی صفایش کرده بود
مرگ خود بابا هوایش کرده بود
عاقبت بابا پری زد پر کشید
طعم تلخ آرزویش را چشید
یاد بابا اشک مادر ماند و من
سفره ماند و کفش خواهر ماند و من
بوی ریحان و کباب و قیمه ها
قرص خواب و برگ دفتر ماند ومن
مادرم با گریه هایش همچنان
زیر باران دست بر سر ماند و من
سفره خالی کاسه خالی خانه هم
سرنوشتی این چنین شر ماند و من
شد تمام انشای من آقا ولی
یاد بابا اشک مادر ماند و من