خداوند...

خداوند...

خلوت با خدا • 1392/04/31 @6923
خداوند...
"خداوند" تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمی شود...

تنها کسیست که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد...

با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت...

تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر میخرد...

تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند...

وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید...

وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود...

و تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام میگیرد...

"خداوند" را برایتان آرزو میکنم...


آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ، اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد

و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد

آری خدای خوبی داریم

خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد

با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛ ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد


یکی از فرق های انسان با خدا این است

که انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند


ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند

نیایش یعضی از ما ادم ها با خدا

و درخواست از او برای حضور در زندگیمان

مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و…..

فرار می کنند


***********************************************


دوست خدا بودن یونیفورم نمی خواهد ، فقط یه دل پاک و زلال کافیست

خــــــــــــــــدا آن حس زیبایی ست که در تاریکی صحرا ، زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را ، یکی

همچو نسیم دشت
می گوید :کنــــــــــارت هستم ای تنهــــــــــا

ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﺧﺎﻟﻘﻲ ﺩاﺭﻡ
ﭼﻪ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺧﺪاﻱ ﻋﺎﺷﻘی ﺩاﺭﻡ
ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮاﻧﺪ ﻣﺮا ، ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﮔﻨﻪ ﻛﺎﺭﻡ . . .

خـوشبختـی همـون لـحظه ایسـت کـه احسـاس می کنی

`خـــداوند`

کـنارت نشسـته و تـو به احترامـش از گـناه فاصـله می گیری...

خدایا! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.

دکتر علی شریعتی

یک نفر پشت سرت هست
آماده است تا که کمی پای تو لغزش گیرد …
و اگر قرار شود که بیفتی به روی زمین ، آنجاست که نگهت خواهد داشت …
همیشه از سایه هم نزدیکتر به تو !
نور هم که قطع شود ، حضورش پر رنگتر خواهد شد !


خدایا …!
گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد ،
نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ،
و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم ،
تا کم کم چشـــــــــم هایم با ابـرهای بارانیت همراهی می کنند
و قلبـــم سبک می شود آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام فضای دلـم را پر می کنی
و مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــوم
و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد !
چون تو را در قلبــــــــــــــم دارم…