❦سکوتی از جنس مرگ❦
❦سکوتی از جنس مرگ❦
بعداز مرگم بیا زیبا نگارم
بیا باجمع دوستان برمزارم
سرت خم کن ببوس سنگ مزارم
که هنوز در زیر خاک
خدایا چه زیبا مرگ رو آفریدی به دور از غم به دور از بیگانگی وتنهایی.چه محبوب گشته ام در آغوش خاک .همه دور مزارم گرد آمدند ودیگر تنها نیستم ولی افسوس که پشت چهره ی محزون آنها میبینم قلب سخت و تاریک را.بگذر ای دوست نمیخواهمت دیگر /نمیخواهم قطره اشکی بی احساس.گذشت آن روزی که من بودم و حس تنهایی کجا بود دست گرم تو که جان دهد قلب تنهای مرا /دست گرمت دیگر جان نخواهد داد جسم بی روح مرا بگذر که بی اعتنایی ات را با دستانت بر سنگ مزارم به یادگار میگذاری پس خواهشا بی اعتنا دور شو....