امام زمان آمدنی نیست...!!
ممکنه منتظر مهمان عزیزی بود ولی مهیای پذیرش او نبود ؟!
البته که غیر ممکنه !
افسوس که ما " غیر ممکن " رو ممکن ساختیم و " ممکن " رو غیر ممکن ...
در وبلاگی چه زیبا نوشته شده بود که :
" امام زمان آمدنی نیست ، بلکه آوردنی است. "
و این جمعه هم گذشت ...
کارنامهام
پر از تقلب و گناه
خط خطی سیاه
هیچ وقت درسخوان نبودهام ولی
در شب تولدت
مثل کاج
توی طاق نصرت محله کار کردهام
شاخههای خشک داربست را
بهار کردهام
*
راستی دو روز قبل
سرزده به خانهی دل امید - همکلاسیام - سر زدی
ولی چرا
به خانهی حقیر قلب من نیامدی؟
رد شدم، قبول
ولی به من بگو
کی به من اجازهی عبور میدهی؟
راستی اگر ببینمت
به من هر چه خواستم میدهی؟
کارنامهی مرا
دست راستم میدهی؟
نا امید نیستم ولی به خاطر خدا
از کنار نمرههای زیر ده عبور کن!
ای عصاره گل محمدی!
فصل امتحان سخت ما ظهور کن !
« عادت کردن » هم درد بدی است
همان مرض مسری عصر ما
روزمرّگی و بی خیالی ، گمگشتگی و سرگردانی
عادت کرده ایم به طلوع هر روزه خورشید از مشرق زمین
به احوال پرسی های بی حال آدم ها
بدتر ازهمه عادت کرده ایم به قضاوت های بی دلیل و منطق و سرسری درمورد دیگران
هر چند از قلوب گرد و غبار گرفته پر گناه و ریه های دودآلود و نفس های بریده بریده
صدایی بالا نمی رود، اصلا صدایی در نمی آید تا دعایی کنیم برای شفا !
ما عادت کرده ایم در کوچه و خیابان عروسک های متحرک ببینیم و دم نزنیم !
عادت کرده ایم جمعه تا ظهر استراحت کنیم و بعد در این هوای بهاری برویم تفریح !
عادت کرده ایم حجت خدا را نبینیم و از برکات انفاسش روزی بگیریم و آسوده زندگی کنیم
آنقدر عادت کردیم به همه چیز که این روزها دشمنان خدا و رسولش عرصه را باز دیده اند
تا بدترین اعمال انسانی را درمورد بهترین و مخلص ترین بندگان خدا انجام دهند، غارت و تهدید و . . .
با این اوصاف
منتظر کیست ؟ ما برای آمدن یا او برای بازگشتن ؟
من همیشه در انتظار توام.......................
همه دنیا هارا کشف کردم
نیافتم کسی چون تو
خشم خویش را افروختم
سودی حاصل نشد مرا.............................
پس نشستم در کوی تو
منتظر که بیایی
چه سود که میدانم
نمیایی...............
ولی می مانم
چرا که دوست دارم انتظارت را..............................