رنسانس در اروپا

رنسانس در اروپا

تاریخ ایران • 1394/02/27 @rezataki
رنسانس در اروپا
مقدمه آیا تاکنون با واژۀ قرون وسطا برخورد کردهاید؟ مثالً شنیدهاید که میگویند این کار قرون وسطایی است، یا آن طرز فکر یا اخالق، قرون وسطایی است؟ این نحوۀ بیان وقتی بهکار میرود که کاری به روشی کهنه انجام گیرد یا طرز فکر و اخالق یک شخص براساس علم و دانش و اصول تعلیم و تربیت نباشد. زمانی بود که در قارۀ اروپا شهرنشینی رواج نداشت و تعلیم و تربیت و رفتن به مدرسه و کسب علم چندان مورد استقبال قرار نمیگرفت. این شرایط مربوط بهدورهای از تاریخ اروپا است که مورخان آن را قرون وسطا نامیدهاند و قرون وسطایی یعنی آنچه که متعلق به دورۀ قرون وسطا یا مانند آن دوران باشد. مثالً کلیسای نُتْردام در پاریس یک بنای تاریخی متعلق به دورۀ قرون وسطا است. همچنین داستانهای رابینهود مربوط به این دوره است. اگر شخصی هنوز معتقد باشد که زمین مسطح است و کروی نیست یا خورشید به دور زمین میچرخد میگویند او قرون وسطایی فکر میکند؛ زیرا در دورۀ قرون وسطا فکر میکردند زمین مسطح است و خورشید برگرد زمین میچرخد. دورۀ قرون وسطا حدود هزار سال از تاریخ اروپا، یعنی از سال 500 تا 1500 میالدی را در برمیگیرد. دو دورۀ قبل و بعد از قرون وسطا را بهترتیب قرون قدیم و قرون جدید میگویند. قرون قدیم همان دوران شکوفایی تمدنهای یونان و روم باستان است و قرون جدید به پانصد سال اخیر که تمدن جدید اروپا )غرب( در آن شکل گرفت گفته میشود. در این درس به تاریخ اروپا در نیمۀ اول قرون وسطا یعنی از 500 تا 1000 میالدی میپردازیم.
اوضاع اجتماعی اروپا در قرون وسطا
پس از انقراض رومغربی به دوره دست اقوام مهاجم و تصرف شهر رم شروع شد. اقوام ٣ و مانند آنها طی چند قرن تهاجم ٢، فرانک ١، مجار ژرمن ً سراسر اروپا را به تصرف خود درآوردند و پس از تقریبا برجای گذاشتن ویرانیهای بسیار به روستانشینی و زندگی ٔ این حمالت بسیاری از در قلعه ها روی آوردند. درنتیجه دستاوردهای تمدنی مانند شهرنشینی، تجارت و مراکز علم و آموزش به دست فراموشی سپرده شد. تا اینکه پس از گذشت چندین قرن، در اواخر قرون وسطا، بار دیگر شهرنشینی، تجارت و مراکز علم و آموزش در اروپا رونق گرفت که در درسهای آینده با آن آشنا خواهید شد. در قرون وسطا بر اروپا نظام فئودالی حاکم ٤ یعنی مالک یا ارباب. هر فئودال امالک بود. فئودال بسیار زیادی داشت که گاهی یک والیت بزرگ را در برمیگرفت. در این امالک بزرگ مزرعه، شکارگاه، رودخانه، جنگل و روستا با هم وجود داشت. لذا از نظر ً خودکفا بهشمار میآمد. مردمی ٔ مایحتاج خود کامال تهیه که در ملک فئودال زندگی میکردند، زیردست فئودال به شمار میآمدند و رعیت خوانده میشدند. به همین جهت به نظام فئودالی نظام ارباب ــ رعیتی نیز میگویند. ٔ ملک ً تابع ارباب بود و ارباب عالوه بر اداره رعیت کامال به قضاوت هم میپرداخت. کار اصلی اروپاییان در قرون وسطا کشاورزی بود. ارباب بیشترین سهم را از محصول میبرد و سهمی را نیز به رعیت میداد و رعیت مجبور بود با همین سهم در تمام طول سال به زندگی خود ادامه دهد. فکر کنید و پاسخ دهید: تجارت و خرید و فروش در قرون وسطا رونقی نداشت. آیا میدانید چرا؟ فئودالها در اصل فرماندهان دستههای جنگجو بودند که پس از جنگها و سکونت در نواحی مختلف اروپا مالک زمین شده، جنگجویان خود و مردم بومی هر محل را نیز بهصورت رعایای خویش درآورده بودند. فئودالها در حقیقت اشراف قرون وسطا بودند. آنها بعد از استقرار تا مدتها منش جنگاوری
خود را فراموش نکردند و مهمترین کاری که بدان میپرداختند، حفظ نظم و امنیت ملک خود و شرکت در جنگها بود. برای همین منظور هر فئودال قلعۀ بسیار بزرگی داشت که او و رعایایش را در مقابل دشمنان حفاظت میکرد. هر فئودال جنگجویانی هم در اختیار داشت که با آنها با دشمنان خود ٔ خود میدانست و میجنگید. فئودال دفاع از رعیت را وظیفه برای دفاع از آنها تالش بسیار میکرد. در مقابل رعایا هم از او مانند پدرحرف شنوی داشتند. ٔ خود تابع پادشاه بود. البته فئودال یا ارباب نیز به نوبه ٔ خود فئودالها انتخاب ٔ قرون وسطا پادشاه به وسیله در دوره میگردید؛ بدین ترتیب که فئودالها جمع میشدند و از میان خود یک نفر را به عنوان فئودال اعظم برمیگزیدند و این همان پادشاه بود. فئودالها برای وفاداری به پادشاه سوگند میخوردند. با اینهمه هر فئودال در ملک خود مستقل بود و کاری با دربار و پادشاه نداشت؛ مگر آنکه جنگی با دشمنان خارجی پیش میآمد که در این صورت فئودالها با ٔ قرون جنگجویانشان به کمک پادشاه میشتافتند. در دوره وسطا در اروپا جنگها بیشتر داخلی و میان فئودالها بود نه با دشمنان خارجی. به همین جهت پادشاهان اغلب قدرت زیادی نداشتند و تنها در اواخر قرون وسطا بود که بهتدریج قدرت گرفتند و فئودالها را زیردست خود ساختند. ٔ قرون وسطا مشهورترین قشر جامعه در دوره ٔ شوالیه به معنای نجیب زادۀ ١ بودند. کلمه شوالیه ها سوار کار است. اینان اشرافزادگان قرون وسطا بودند که تمام عمر خود را صرف جنگجویی میکردند. آنها به فراگرفتن فنون جنگ و به کاربردن اسلحه و نیز رعایت جوانمردی و وفاداری و به طورکلی رفتار پهلوانی می پرداختند. شجاع بودن بزرگترین افتخار آنان محسوب میشد و علم یا ثروت برایشان اهمیتی نداشت.
در زیردست شوالیهها، رعایا قرار داشتند. آنان با کار کردن بر روی زمین و زندگی در قلعه، روزگار خود را میگذراندند و در محصولی که به دست میآمد سهیم بودند ّ و حق ترک کردن مزرعه و رفتن به جای دیگر را نداشتند. ١ یعنیرعیتوابستهبهزمین میگفتند. شاید به اینان سرف سرفها در آن زمان احساس خوشبختی میکردند چون در محصول سهم داشتند و از امنیت زندگی در قلعه و حمایت شوالیههای جنگجو برخوردار بودند. همین شرایط از پدر به فرزندانش نیز به ارث میرسید. اما عدهای هم بودند که به عنوان رعیتبدونزمین از این امکانات برخوردار نبودند. آنها برای یافتن کار از روستایی به روستای دیگر میرفتند و درمقابل کار مقداری محصول به آنها داده میشد. برای آنکه این عده نیز از حمایتی برخوردار باشند، پادشاه ارباب ٔ آنها خوانده میشد به همین جهت رعیت پادشاه هم همه نامیده میشدند. دوران کودکی اگر جزو اشراف )فئودالها( بود، جنگجو میشد و اگر از رعایای وابسته به زمین بود به کار در مزرعه میپرداخت. مدرسه رفتن و درس خواندن وجود نداشت. تنها کسانی که میخواستند کشیش بشوند از نوجوانی به کلیسا وارد میشدند و در آنجا علوم دینی میآموختند؛ زیرا آموختن علم برای خدمت به ایمان و اعتقاد صورت میگرفت.
کلیسا در هر ملک فئودالی چند کلیسا وجود داشت که به ٔ کشیشها اداره میشد. کشیشها مدتی از عمر خود وسیله َیر« به درس خواندن را در مکانهایی جدا از جامعه به نام »د میگذراندند. در این حالت به آنها راهب میگفتند. درسهای آنها شامل ادبیات )زبان التین(، فلسفه، منطق، ریاضیات و نجوم بود. اما علوم تجربی مورد توجه نبود. بعضی از کشیشها تمام عمر خود را در دیر باقی میماندند. آنها همانجا زندگی میکردند و تمام وقت خود را صرف رونویسی کتابها میکردند. برای چند قرن کشیشها تنها قشر باسواد مردم اروپا بودند و علم و ٔ آنان به نسلهای بعد منتقل شد. در اروپا اندیشه بهوسیله مدرسهای وجود نداشت تا آنکه شارلمانی2 پادشاهفرانک ها مدرسهای در دربار خود دایر کرد. عده به کلیسا میرفتند و به انجام وظایف دینی و روحانی میپرداختند. کارهایی مانند غسل تعمید، برگزاری مراسم ٔ آنان بود. دعا و عبادت، مراسم ازدواج و مانند آن برعهده کشیشهای ساکن در کلیساهای ملک یک فئودال از کشیش عالیرتبه که اسقف نامیده میشد اطاعت میکردند. فئودال حق دخالت در امور کلیسا را نداشت. َ راسقف نامیده اسقفها از یک اسقف عالیرتبه که س میشد تبعیت میکردند. سراسقف بر تمامی کلیساهای یک کشور نظارت داشت و خود از جانب عالیترین و باالترین ١ نامیده میشد، منصوب میگردید و مقام مسیحی که پاپ از او پیروی میکرد؛ یعنی از پادشاه کشور فرمانبرداری نداشت. پادشاه اگرچه حق مداخله در کارهای پاپ را نداشت اما اغلب میان آنها اختالف رخ میداد که گاهی به جدال ٔ مسیحیان قلمداد میشد، میانجامید. پاپ که پیشوای همه تمامی کلیساهای اروپا را زیر فرمان خود میدانست. به همین دلیل مقام او از پادشاهان اروپایی باالتر به شمار میآمد. پاپ در شهررم پایتخت امپراتوری روم باستان زندگی میکرد. پس از سقوط امپراتوری روم غربی دیگر در ایتالیا حکومتی وجود نداشت. از این رو، شهر رم و نواحی اطراف آن قلمرو پاپ محسوب میشداوضاع سیاسی اروپا در نیمۀ اول قرون وسطا اروپا پس از سقوط امپراتوری روم و شروع قرون وسطا دچار آشفتگی بسیار بود. البته در جنوب شرقی ٔ بالکان حکومت قدرتمند و منظم اروپا، یعنی در شبهجزیره روم شرقی )بیزانس( به حیات خود ادامه داد. در قرن ششم ٢ یکی از امپراتوران بیزانس توانست میالدی ژوستی نیان بر قلمرو بیزانس بیفزاید و به نظر میآمد که خواهد توانست روم باستان را احیا کند. اما جنگهای بیزانس با ساسانیان و سپس مسلمانان آن حکومت را بسیار ضعیف ساخت. هر چند بیزانس تا پایان قرون وسطا به حیات خود ادامه داد، لیکن به دلیل انحطاط داخلی دیگر نتوانست اقتدار خود را بازیابد. ٔ خاک اروپا ِصرفنظر از قلمرو بیزانس، در بقیه اقوام مهاجمی که روم باستان را نابود کردند، مشغول تاخت و تاز بودند. مدتها طول کشید تا به تدریج این اقوام ساکن شدند. ساکن شدن این اقوام همراه با مسیحی شدن آنها بود. در آن زمان پاپ از شهر رم پایتخت روم باستان به تبلیغ مسیحیت در میان بربرها اقدام میکرد.از جمله قبایلی که مسیحی شدند فرانک ها بودند. آنها حکومتی بزرگ در غرب اروپا به وجود آوردند که بـه پادشاهی فرانک معروف شده است. هر چند پادشاهان فرانکها در برابر اشراف فئودال قدرت چندانی نداشتند؛ اما در برابر تهاجماتی که به اروپا میشد به موفقیتهایی دست یافتند. یکی از پادشاهان معروف فرانک به نام شارلمانی در قرن نهم میالدی توانست حکومتی مقتدر و درباری باشکوه برای خود به وجود آورد. شارلمانی بعضی از اقوام ژرمن٣ را که هنوز مسیحی نشده بودند، شکست داد. او با همراهی پاپ مسیحیت را در اروپا گسترش داد و نیز با مسلمانان که از طریق اسپانیا وارد اروپا شده بودند جنگید
با خالفت عباسی رابطه برقرار کرد. شارلمانی بزرگترین ٔ اول قرون وسطا است؛ بهطوری که پادشاه اروپا در نیمه هم آلمانها و هم فرانسویان او را پادشاه خود میدانند. پس از شارلمانی قلمرو او تجزیه شد و در قسمتی از آن، که تا حدودی با کشور کنونی فرانسه منطبق است، پادشاهی فرانسه شکل گرفت. در قسمتی دیگر نیز که تا حدودی با کشور آلمان کنونی منطبق است حکومتی به نام امپراتوری مقدس روم به وجود آمد که تا قرنها ادامه یافت. این امپراتوری خود را هم پرچمدار مسیحیت و هم وارث امپراتوری روم باستان میدانست. دولتهای پس از شارلمانی قدرت چندانی نداشتند، درنتیجه بار دیگر تهاجمات اقوام مختلف از شمال و شرق به اروپا آغاز شد. در شرق اروپا روس ها ومجارها تاریخ خود را با استقرار در سرزمینهای کنونیشان آغاز کردند. اقوام ٔ بریتانیا بنیاد حکومت ٢ با تهاجم بهجزیره و ساکسون ١ انگل ٣ سرزمین و ملت انگلستان را گذاشتند. به همین نحو فن ها ٤ کشور دانمارک را پایهگذاری کردند. این فنالند و دان ها تحوالت و وقایع که اساس شکلگیری ملتهای بعدی در تاریخ اروپاست در حدود هزار سال پیش رخ داد. پس از آن نیز طی چندین قرن تغییر و تحول کشورهای کنونی اروپا شکل گرفت. در آن هنگام تهاجم و تصرف سرزمینها و سپس تأسیس حکومتهای فئودال و قبول مسیحیت پایههای اصلی شکلگیری این ملتها به شمار میآمد. پس از آن آداب و رسوم، زبان و خط و تاریخ نیز بر آن افزوده شد. بدین ترتیب، ریشه های تاریخی به وجود آمدن بسیاری ازملل اروپایی را باید درقرون وسطا جست وجو کرد. نقش صلیب و دیگر نقوشی که بر پرچم بعضی از کشورهای امروز اروپایی دیده میشود، یادگارهایی از آن دوران به شمار میآید.
جواب بدید جواب درست هر سوال 50 دیبی.
1ــ مشخصات اصلی تاریخ اروپا در قرون وسطا کداماند؟ ٔ
2-درباره فئودال ها و اختیارات ان ها توضبح دهید
3ــ در اروپای قرون وسطا شوالیهها و سرفها چه کسانی بودند؟