کعبه زرتشت،یادگاری با ارزش از روزگار هخامنشی!
معرفی:
در محوطه نقش رستم، روبروی کوه بنای سنگی چهار گوش و پله داریست که اصطلاحاً «کعبه زرتشت » نام گرفته است. این وجه تسمیه بسیار جدید و غیر علمی است و از صدو پنجاه سال بیشتر عمر ندارد. پیش از آن نام محلی «کرنای خانه»یا «نقاره خانه» بود، و از آغاز سده نوزدهم اروپائیان آن را دیده اند و بخاطر اینکه درونش از دود سیاه شده بود، آنرا بنای ویژه پرستش آتش شمره اند،و چون زرتشتیان را به اشتباه آتش پرست می خواندند بنا را هم بدانان نسبت داده (آتشگاه زرتشتیان) دانستند. ایرانیان که تازه به شناخت و آثار تاریخی خود آغاز کرده بودند این تعبیر فرهنگی را هم از اروپائیان پذیرفتند.
و از سوی دیگر چون شکل بنا مکعبی بود (در آن موقع هنوز پای بنا حفاری نشده بود و بلندیش بسیار کمتر بود) و سنگهای سیاهی که در زمینه سفید دیوارهای آن نشانده شده، یادآور «سنگ سیاه»کعبه مسلمانان بود. آن را «کعبه زرتشت» خواندند. اکنون دانسته شد که در دوره ساسانی؛ نام بنا ظاهراً بن خانک(خانه اصلی –خانه بنیادی بوده است و این اصطلاح در سنگ نبشته کرتیر (موبدان موبد ایران در حدود ۲۸۰ میلادی) منقور بر دیوارهای بنا آمده است، از اسم آن در دوره های پیش پیشتر هیچ آگاهی نداریم. با آنکه می دانیم «کعبه زرتشت» نامی بی منطق و گمراه کننده است بخاطر رواج عامی که دارد ناچاریم آن را بکار بریم، ولی برای اینکه قدم اول در رد آنرا برداشته باشیم همه جا نام بن خانه را آورده و در دو کمان کعبه زرتشت را اضافه می کنیم.
برج «بن خانه (کعبه زرتشت») از سنگ آهک سفید مرمر نمای ساخته شده که در دیوارهای آن طاقچههای مصرسی از سنگ سیاه نشان د اده اند. سنگ آهک خاکستری را از همان نزدیکی، احتمالاً از کنار «آتشدانهای ساسانی» آوردده اند، و امروزه بر اثر باد و باران و آفتاب، در برخی جاها کهنه شده رنگ خاکستری و یا قهوهای باز یافته است.قطعات سنگها را برزگ و بیشتر مستطیلی تراشیده اند و بدون ملاط بر هم نهاده اند و در برخی از جایها –مثلاً در بام –سنگها را با بستهای دم چلچله ای بهم دوخته اند. اندازه سنگها از ۴۸*۱۰/۲*۹۰/۲ متر تا ۵۶*۰۸/۱۰*۱۰/۱ متر فرق می کنند اما در دیوار غربی تخته سنگی کار گذارده اند که ۴۰۴ متر بزرگی دارد. چهار پارچه سنگی مستطیلی بزرگ با محور شرقی –غربی سقف را می پوشاند؛ هر کدام از ا ینها ۳۰/۷ متر طول دارند و با بستهای دم چلچله ای بهم پیوسته اند. در بر هم نهادن سنگهای بنا شیوه «قاب نما کردن» بکار برده اند یعنی حاشیه های دو سطحی را که می خواسته اند روی هم بگذارند همواره ساخته اند و میانشان را زبره تراش باقی گذارده اند تا خوب رویهم جفت شوند اما رویه همه سنگها را بدقت تراشیده و پاک کرده اند. در رده بندی سنگها نظم دقیقی مراعات نشده، و در پارهای از جایها ۲۰ رده و در برخی از قسمتهای دیگر ۲۲ رده سنگ بر روی هم نهاده اند تا به سقف رسیده اند. به همین ترتیب است که سنگهای این بنا را باید «گونه گون» توصیف کرد نه «منظم و یکنواخت» هر جا که در سنگ اصلی خطا و عیبی بوده آن قسمت را برداشته اند و با وصله ظریف پر کرده اند، که برخی از آنها هنوز سرجا مانده اند. برای اینکه یکنواختی و یک رنگی بنا زیاد مشخص نشود، دو تنوع معماری در آن داده اند. دوم اینکه در قسمت بالا و میانی دیوارها، گودیهای مستطیلی کوچکی کنده اند که ظرافت خاصی به چهره بنا می دهند. سنگهای سیاه را احتمالاً از «کوه مهر» تخت جمشید (= کوه رحمت)آورده اند، و در سه ردیف بترتیب زیر در دیوارها قرا داده اند:
در بالا زیر سقف، در جبهه شمالی یک طاقچه کوچک مستطیلی، و دو طاقچه مثل آن در هر یک از جبهه های دیگر؛
در سه متری زیر سقف، دو طاقچه بزرگ مربعی در سه جبهه و یک طاقچه کوچک مسطیلی در جبهه شمالی؛
در ۶ متری زیر سقف، دو طاقچه مستطیلی متوسط در سه جبهه و یک در بزرگ مستطیلی در جبهه شمالی.
یک پلکان سی پله ای ( هر پله بدرازای ۲ تا ۱۲/۲ متر؛ پهنای حدود ۲۶ سانتی متر و ارتفاع ۲۶ سانتی متر)در سینه دیوار شمالی تعبیه کرده اند که به آستانه درگاه ورودی می رسد بدین ترتیب، بخوبی مشخص است که می خواسته اند به بنا صورت یک برج سه طبقه را بدهند که هر طبقه هفت در و دریچه داشته باشد، اما فقط یک در را حقیقی درست کرده اند و بقیه را بصورت «پنجرههای کور» بی منفذ نگه داشته اند.
زیر بنا یک سکوی سه پله ایست.پله نخستین ۲۷ سانتی متر بالاتر از کف اصلی زمین میرسد و ارتفاع خود برج که از پله سومی آغاز می شود، ۷۷/۱۲ متر می باشد ولی با احتساب پلههای سه گانه سکو، این ارتفاع به ۱۲/۱۴ متر می رسد. قاعده خود برخ به شکل مربعی است که هر ضعلش ۳۰/۷ متر درازی دارد. سقف بنا رو به درون صاف و هموار میرسد اما از بیرون شیب دو جانبی مختصری دارد که از خانه میانه بام شروع می شود.
هر سمت بنا رخ بامی نشان می دهد که هفده سر تیر بصورت دندانه دندانه از آن بیرون زده است. در گاه ورودی اصلا ۷۵/۱ متر بلندی و ۸۷ سانتی متر پهنا داشته است و بالای آن سر دری با لبه برجسته نیم کروی و دوجانب انحنادار گذارنده بوده اند و روی این، تاجی با دو گوشه بالا آمده، که بدان شکل تشتی کم ژرفا را می داد. در دو لنگه ای و بسیار سنگین بوده است و جای پاشنههای پائینی و بالایی هر لنگه در سنگ کنده شده و بخوبی معلوم است.برخی پنداشته اند که جنس دراز چوب بوده است اما یک قطعه از در سنگی بنای معروف به «زندان سلیمان» در پاسارگاد،که درست «بنخانه (کعبه زرتشت)» می بوده است- پیدا شده، و معلوم می دارد که در این یکی هم از سنگ بوده است. این در منفرد به ا طاقی هدایت می کرده که چهار گوش است (۷۴/۳*۷۲/۳ متر)و بلندیش به ۵/۵ متر می رسد و قطر دیوارهایش بین ۵۴/۱ و ۶۲/۱ متر می باشد.
در گذشته این گونه می پنداشتند که ” کعبه زرتشت ” محل نگهداری اوستا و دیگر کتب مقدس ایران باستان بود ، اما به تازگی فرضیه ای مطرح شد که به نظر می رسد از دیگر فرضیه ها قوی تر است .
” کعبه زرتشت ” نام بنایی است که در محوطه تاریخی ” نقش رستم ” در استان فارس و در هنگامه امپراتوری شکوهمند پارس ( به احتمال زیاد ، در عصر پادشاهی داریوش بزرگ ) ساخته شده است .
این بنا فقط یک ورودی بالاتر از سطح زمین دارد که با یک پلکان ، دسترسی به آن ممکن می شود . تا سال ۱۳۱۶ شمسی ، یک سوم پائینی بنا در زمین دفن شده بود و تنها در این سال و با آغاز کاوش های باستانشناسی بود که مشخص شد که بنا در سه سمت خود ( به جز ورودی ) دارای سکّوست .
همچنین در درگاه ورودی ، جای چرخش پاشنه دری سنگین و ضخیم ، نشان از در بسته بودن بنا دارد . همه ساختمان بنا ، از سنگ آهکی سفید و سیاه ساخته شده است .
در دیوار داخل این ساختمان ، واژه ” کعبه ” ( در زمان ساسانیان ) ، به خط پهلوی حکاکی شده است و به نظر می رسد که اعراب نیز واژه کعبه را از پارسی باستان گرفته اند .
با توجه به اولویتِ مکانی دومین اثر نقش رستم ، بْن خانه یا کعبه زرتشت می باشد که در محوطه نقش رستم ، روبروی کوه بنای سنگی چهارگوش و پله داری است که اصطلاحآ کعبه زرتشت نامیده می شود که نام محلی آن (کُرنای خانه ) یا ( نقاره خانه ) بوده و از آغاز سده ۱۹ که اروپاییان آن را دیده اند و به علت اینکه درونش از دود ، سیاه شده بود ، آنرا بنای ویژه پرستش آتش شمرده اند و چون زرتشتیان را به اشتباه آتش پرست می خواندند ، بنا را هم بدانها نسبت داده اند . از سوی دیگر چون شکل بنا مکعبی بوده و سنگهای سیاهی که در زمینه سفیدِ دیوارهای آن نشانده شده ، یادآور سنگِ سیاه کعبه مسلمانان بود ، بنابراین آن را کعبه زرتشت خوانده اند که در دوره ساسانی نام بنا بْن خانک یا خانه بنیادی بوده است ، که در سنگ نبشته کرتیر موْبد موْبدانِ ایران در حدود ۲۸۰ میلادی بر دیوارهای بنا منقور گردیده است .
این بنا در زمان هخامنشیان و به احتمال زیاد در عصر پادشاهی داریوش بزرگ ساخته شدهاست. در برابر کوه نقش رستم، در قسمتی گود، ساختمان مکعب بسیار زیبایی قرار داد که آن را کعبه زرتشت، پیامبر ایران باستان می نامند.این ساختمان بسیار هنرمندانه از قطعات بزرگ سنگ، بنا شده است. مهارت و دقتی که در برش و حجاری سنگ های حجیم سفید و سیاهبها کار رفته است، استادی هنرمندان و سبک معماری دوران هخامنشی را به خوبی نشان میدهد. در بالای ساختمان کعبه زرتشت، اتاقی در اندازه۵/۲×۵/۲ متر وجود دارد که نظریات مختلفی توسط سیاحان، مورخان و … درباره آن ابراز شده است. برخی از مورخان ذکر کرده اند؛ کتاب اوستا که بر دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود، در این اتاق نگاهداری می شد. گروهی دیگر بر این باورند که این اتاق آرامگاه بردیا، پسر کورش بود که به وسیله برادرش کمبوجیه کشته شد. تنی چند از مستشرقان بر این عقیده اند که آتش مقدس در این اتاق نگاهداری می شده است
تاریخچه:
در اینکه کعبهٔ زرتشت از دورهٔ هخامنشیان است، هیچ تردیدی نمیتوان داشت و بسیاری از شواهد، گواهی میدهند که ساخت این بنا در آغاز دورهٔ هخامنشی انجام شدهاست که مهمترین آنها عبارتند از:
بهکار بردن سنگهای سیاه در زمینهٔ سفید از ویژگیهای معماری پاسارگاد است. بستهای دم چلچلهای بیشتر به دورهٔ داریوش بزرگ و خشایارشا تعلق دارند و شیوهٔ همترازسازی سنگها مربوط به ساختهای آغازین تختجمشید است. در و درگاه ورودی بنا، همانند در و درگاه ورودی آرامگاههای شاهان هخامنشی است که همهٔ آنها از طرح آرامگاه داریوش بزرگ استفاده کردهاند. طرز چیدن سنگها که بدون ملاط و بینظم است، نخستین قسمتهای سکوی تخت جمشید را که در زمان داریوش بزرگ ساخته شده، بهیاد میآورد و به ویژه سنگنبشته پیبنای دیوار جنوبی تخت جمشید تقریباً به اندازهٔ سنگهایی است که بر سقف کعبهٔ زرتشت نهادهاند.
کارستن نیبور که در سال ۱۷۶۵ میلادی (۱۱۷۸ هجری) از این بنا دیدن کرده بود مینویسد: «جلوی کوهی که آرامگاهها و سنگ نگارههای پهلوانی رستم بر آن قرار دارد، بنای کوچکی از سنگ سفید ساخته شدهاست که فقط با دو قطعه سنگ بزرگ پوشیده شدهاست.»همچنین ژان دیولافوا که در سال ۱۸۸۱ به ایران آمده بود در سفرنامهٔ خود چنین گزارش داد: «… و بعد یک بنای چهار ضلعی را دیدیم که در مقابل دیوارهای صخره واقع بود. هریک از سطوح آن مانند سطوح بنای خرابی بود که در دشت پلوار دیده بودیم…»
نخستین تصاویر مصور از این بنا در قرن هفدهم توسط جهانگردان اروپایی از جمله ژان شاردن، انگلبرت کمپفر و کرنلیوس د برین در سفرنامههایشان آمده بود اما شرح علمی و گزارشهای حفاری بنا، نخستین بار توسط اریک فریدریش اشمیت انجام شد که با عکس و نقشههای ترسیمی، همراه بود.
محوطهٔ نقش رستم همراه با بنای کعبهٔ زرتشت برای نخستین بار، در سال ۱۹۲۳ میلادی (۱۳۰۲ خورشیدی) توسط ارنست هرتسفلد بررسی و کاوش شد. همچنین، این محوطه در چندین فصل در بین سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ مورد کاوش گروه مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو به رهبری اریک فریدریش اشمیت قرار گرفت و آثار مهمی چون نسخهٔ پارسی میانه کتیبه بزرگ شاپور یکم که بر دیوارهٔ بنا نوشته شده بود، پیدا شدند.
واژه شناسی:
بنایی با معماری خاصی در ” نقش رستم ” شیراز وجود دارد که از زمان حمله اعراب به ایران به اشتباه ، نام ” کعبه زرتشت ” را به آن دادند ، چون کاربرد واقعی آنرا نمی دانستند . آن زمان فکر می کردند که هر دینی باید برای خود بتکده یا عبادتگاهی داشته باشد ، ” کافر همه را به کیش خود پندارد ” برای همین فکر کردند ، این بنا هم مرکزیت با کعبه زرتشتیان است. در دیوار داخل ساختمان لغت ” کعبه ” حکاکی شده است . در کتابهای زرتشت آمده است که زرتشت ” زاراتشترا ” در این محل ، نیایش می کرده است . اعراب ، لغت کعبه را از پارسی پهلوی گرفتند . همانطور که در زمان داریوش بزرگ به کشور ” عمان ” امروزی ” مکه ” می گفتند ، بنابراین کلمه مکه نیز فارسی است.
علیرضا شاپور شهبازی معتقد است که اصطلاح کعبهٔ زرتشت، جدید و غیرعلمی است و سابقهٔ آن به حدود قرن چهاردهم میلادی میرسد. نام محلی این بنا، کُرنای خانه یا نقاره خانه بود و اروپائیان بهدلیل آنکه درون این بنا از دود سیاه شده بود، آنرا مکان ویژهٔ پرستش آتش دانستند و چون زرتشتیان را به اشتباه، آتشپرست میخواندند، اینجا را هم بدانان نسبت داده و آتشگاه زرتشیان نامیدند و این تعبیر به دلیل آنکه شکل بنا مکعبی بود و سنگهای سیاهی که در زمینهٔ سفید دیوارهای آن نشانده شده، یادآور حجرالاسود کعبهٔ مسلمانان بود، به کعبهٔ زرتشت معروف گشت.
دانشنامه ایرانیکا دربارهٔ نام این بنا چنین توضیح دادهاست: «کعبهٔ زرتشت نامش را احتمالاً در قرن چهاردهم میلادی کسب کردهاست یعنی زمانی که محوطههای باستانی ویرانشده در سرتاسر ایران به شخصیتهایی از قرآن یا شاهنامه ربط داده میشدند. این نام به این معنی نیست که آنجا مقبرهٔ زرتشت بودهاست و هیچ گزارشی هم مبنی بر سفر حجاج برای زیارت به آنجا وجود ندارد.»
به واسطهٔ کشف سنگنبشتهٔ کرتیر بر دیوارههای آن، دانسته شده که نام این بنا در دورهٔ ساسانی بُن خانک به معنای خانهٔ بنیادی بودهاست چنانکه در متن سنگنوشته آمدهاست: «این خانهٔ بنیادی به شما تعلق خواهد داشت، به بهترین وجهی که صلاح میدانید رفتار کنید، که موجب خشنودی خاطر خدایان و خاطر ما [مقصود شاپور یکم است] باشد.» از نام این بنا در دورههای پیشینتر آگاهی بیشتری در دست نیست
ابن بلخی نام محوطهٔ نقش رستم و کوه آن را کوه نبشت (کوه نبشتهها) ذکر کرده و دلیل این نامگذاری را این دانسته که کتاب اوستا در آنجا نگاهداری میشدهاست. اصطلاح دژنبشت یا دژ کتیبهها ممکن است برای بنای کعبهٔ زرتشت مورد استعمال واقع شده باشد.
مشخصات بنا کعبه زرتشت:
بنای کعبهٔ زرتشت، مکعب مستطیلی است و تنها یک در ورودی دارد که به وسیلهٔ پلکانی از جنس سنگ به درون اتاقک آن راه مییابد و در هر طرف نمای این کعبه، چهار پنجرهٔ کور وجود دارد. جنس سنگهای بکار رفته در این بنا، سنگ آهک سفید مرمرنما است که در دیوارهای آن طاقچههای دندانهداری از سنگ سیاه، قرار دارد که سنگهای این بنا را از کوه سیوند در جایی بهنام نعلشکن تا نقش رستم آوردهاند.قطعات سنگها را بزرگ و بیشتر مستطیلی تراشیدهاند و بدون استفاده از ملات برهم نهاده شدهاند و در برخی از جاها -همچون بام- سنگها را با بستهای دُم چلچلهای به هم متصل کردهاند.اندازهٔ سنگها از ۰٫۴۸×۲٫۱۰×۲٫۹۰ متر تا ۰٫۵۶×۱٫۰۸×۱٫۱۰ متر متفاوت است، اما در دیوار غربی، تخته سنگی وجود دارد که بزرگیاش ۴٫۴۰ متر است.
چهار تکه سنگ مستطیلی بزرگ با محور شرقی-غربی سقف را میپوشانند، هرکدام از این سنگها ۷٫۳۰ متر طول دارند و با بستهای دم چلچلهای بهم دوخته شدهاند و طرز تراش آنها شکل هرم کوتاهی را به بنا بخشیدهاست. در بَرهم نهادن سنگهای بنا از شیوهٔ همترازسازی استفاده کردهاند ولی در ردهبندی سنگها نظم دقیقی رعایت نشده و در برخی جاها ۲۰ رده و در برخی از قسمتهای دیگر ۲۲ رده سنگ بر روی هم نهاده تا به سقف رسیدهاند. هرجا که در سنگ اصلی خطا و عیبی بوده، آن قسمت را برداشتهاند و با وصلههای ظریفی پُر کردهاند که برخی از آنها هنوز وجود دارند.
برای اینکه یکنواختی و یکرنگی بنا زیاد مشخص نشود، دو تنوع معماری در آن داده شده؛ یکی اینکه طاقچههای دو لبهای از یک یا دو تختهسنگ سیاه خاکستری ساخته و در دیوارها نشاندهاند و دوم اینکه در قسمت بالا و میانی دیوارها، گودیهای مستطیلی کوچکی کندهاند که ظرافت خاصی به چهرهٔ بنا میدهند. سنگهای سیاه را احتمالاً از کوه مهر در تخت جمشید آورده باشند و در سه ردیف به ترتیب زیر در دیوارها قرار دادهاند:
در بالا زیر سقف، در جبههٔ شمالی یک طاقچهٔ کوچک مستطیلی، و دو طاقچهٔ مثل آن در هریک از جبهههای دیگر. در سه متری زیر سقف، دو طاقچهٔ بزرگ مربعی در سه جبهه و یک طاقچهٔ کوچک مستطیلی در جبههٔ شمالی. در شش متری زیر سقف، دو طاقچهٔ مستطیلی متوسط در سه جبهه و یک در بزرگ مستطیلی در جبههٔ شمال.