اینجا (چهارمحال و بختیاری )
اینجا (چهارمحال و بختیاری )
گذشت اون روزا دلم خونه ی چادری رو میخواد اما پر ازصفاوصمیمیت میون ایل, دلم غذا میخواد نه غذای اعیونی همون نون پتیر وماست باشه امالبخند مهمون همیشگی روی لبای مردمون ایل باشه. دلم لباسای شیک وزیبا میخواد اما.....هرچی میگردم لباسی رو براندازترو قشنگ تر از تونبون و مینا پیدانمیکنم. دلم صفا وصمیمیت میخواد که میون زن ومردای ایل پیداکردم و همیشه به یاد دارم تفنگ به دستانی هستن که محافظ ایل هستن.