گفت :جبران میکنم....

گفت :جبران میکنم....

خودمونی • 1394/02/02 @nana2
گفت :جبران میکنم....
اصنا داغون شدم له له...

روزی مجنون با هزار شوق واشتیاق به در خانهی لیلی رفت ودر زد *
لیلی گفت کیستی؟*
مجنون گفت : منم*
لیلی در را باز نکرد*
مجنون رفت وروزهادربیابان باآه وفغان سپری کرد که چرا لیلی با او چنین کردتا اینکه باز به در خانه ی لیلی رفتوباز هم در
لیلی پرسید کیستی؟*
مجنون گفت
توام*
وآنگاه درمنزل گشوده شد......

بـَعضـے وَפֿــتـآ بـآیـَـכ تـَنهـآ بـآشـے ، تَنهـآـے ِ تَنهـآ ….

هـے آهَنـگــ گوشـ بــכے ، فِکــ ڪـُـنـے ، هَمــہ چیـو بـریزـے تـُو פֿــوכتـــ …

تـآ مـَرز ِ اِنفجـآر بـرـے ….

اونـوَפֿــ כر ِ اُتـآقـ ُ بـآز ڪـُـنے ُ بـآ هَمـوטּ لـَبـפֿـَـنـכ مـَسـפֿــَرــہ ـے هَمیشگـے

وـآنِــموכ ڪـُـنـے ڪـہ هَمــہ چے פֿــوبــہ ..!!