دفتر دلتنگی های من...

دفتر دلتنگی های من...

بارانی ها • 1392/04/25 @6330058709
دفتر دلتنگی های من...

شبها وقتی میخوای بخوابی
می بیبنی کسی را نداری که الان بهت فکر کنه
اینجاست که می فهمی
برخلاف شلوغیه دورت
چقدر تنهایی.....!

خودآزاری میدونی یعنی چی؟

یعنی آهنگی که تو رو یاد خاطرات می اندازه رو هزار بار گوش کنی....

بعضی حرفا رو نمی شه گفت،باید خورد!!
ولی بعضی حرفارو،نه میشه گفت،نه می شه خورد!
می مونه سردل! میشه دلتنگی! میشه بغض! ... میشه سکوت! میشه همون وقتایی که خودتم نمی دونی چه مرگته !!!

...................................................................................

شده بعضی وقتا یهو دیگه دوستش نداشته باشی؟
به خودت می گی اصلاً واسه چی دوستش دارم؟
مگه کیه؟
مگه واسم چیکار کرده؟
مگه چی داره که از همه بهتر باشه؟
... ... اصلاً من که خیلی از اون بهترم....
بعد به خودت می خندی که اصلاً واسه چی اینقدر خودتو اذیت کردی؟
یهو، یه چیزی یادت میاد....
یه چیز ِ خیلی کوچیک....
یه خاطره....
یه حرف....
یه لبخند....
یه نگاه....
و بعد....
همین....
همین کافیه تا به خودت بیای و مطمئن بشی که
نمی تــــــــــونی فراموشــــــش کنی ...

وقتی 2 عاشق از هم جدا میشن
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن
چون به قلب همدیگه زخم زدن
نمیتونن دشمن همدیگه باشن
چون زمانی عاشق بودن
تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن

گیرم که باخته ام!!! اما کسی جرات ندارد
به من دست بزند یا از صفحه بازی بیرونم بیندازد
شوخی نیست من شاه شطرنجم،!!!
صبورم و عجول!! سنگین... سرگردان...مغرور...

گاهي وقتا بايد ببيني و دم نزني

تازه اگه بخواي حرفم بزني كسي حوصله شنيدنش نداره

تازه اگه حوصله شنيدنم داشته باشه نميتونه واست كاري بكنه

تازه اگه بخواد واست كاري بكنه بعدش تو بايد اين قدر كارها براش انجام بدي و منتش اين قدر رو سرت ميمونه كه پشيمونت ميكنه

اينه دنياي ما

راستی دل بهونتو گرفته

تو نبودت باز ماتم گرفته

وقتی تو رفتی از کنارم

راستی دلم حالش بدگرفته

تو منو گذاشتی رفتی، تو غربت سکوتم

بعدتو با خیالت شعرو اینجور سرودم

یه لحظه هم نمیتونم حس کنم نبودت رو

یادت رفت که میگفتی تا آخر باهات میمونم

تو باختی ؛ چون کسی را از دست دادی که دوستت داشت …

من بردم ؛ چون کسی را از دست دادم که دوستم نداشت …

به “من” چه که بعد
از “تو” “او” می آید ؟؟؟

مشکل از قواعد دستوریست!!!