خاطرات

خاطرات

رویدادهای دابایی • 1393/12/02 @iamm7spy
خاطرات
این آقای مهران امانی / اولین باری که با هم بودیم و اولین سفر با گروه کوهنوردی تاراز فارسان - سالداران - رفتیم واسه تفریح و درخت کاری
آقا این عکس مربوط به تا پیکی بود که تو ی دابا بود مبنی بر این که از دابایی ها کمک خواسته بودن واسه پارک معارفی توی مصلی شهرکردhttp://parkmaarefi.ir/ که من ورضا تاکی اعلام آمادگی کردیم واس کمک که کلی هم مشکل پیش اومد توی این دوران کمکمون biggrinواسه من آسیب دیدگی دستم بود تا رفتن به تهران واس کارای استخدامیو.... این عکس مربوط به اولین شب ساعت 10شب که از مصلی بر می گشتیم گشنه و تشنه از ساعت4 عصر مصلی بودیم بیشتر عکس ها هم پیش رضا تاکی هستند من فقط اینو پیدا کردم
اینم عکس یادگاری
اینم یادگاری با داش اکبر غفاری که رفته بودیم سامون خخخخخخخخخ

اینم یادگاری از من و مهران و اکبر جون

یادگاری با استاد مختاری فر و محسن جاودان همشهری خوبم

اینجا قرار بود شیرینی بدم حالا میرم میخرم و میام .............
خوشم میاد هر جا اسم از شیرینی میاد یا تو پات وسطه یا رضا
ها دیگه همینه
دوستان دابایی عزیز شما هم خاطرات خودتون رو با ذکر متن و تصویر بذارین
خاطره ک زیاده اما فک کنم بهترینش جشن دوم دابا بود برام:
با اینکه فقط کاربری ساخته بودم برام پیامک جشن اومده بود و روز آخر با خواهرم رفتیم دفتر و بلیط گرفتیم
توی جشن هم کنار دوستام نشسته بودم و خـــــــــــــــــیلی خوش گذشت
برای جایزه اصلی وقتی شمارم خونده شد اصلا باورم نشد،نه من دوستامم باور نمیکردن
بهتر از اون قرعه کشی واسه بقیه جایزه ها بود ک بازم اسمم در اومد و 1دیوان حافظ خوشگل گرفتم
و از اون موقع بود ک منم اومدم دابا