داستان و حقیقتی درباره جونقان...
اتاق‌های اصلی شهرها ، اجتماعی و مذهب جونقان داستان و حقیقتی درباره جونقان...
آرشیو تاپیک

داستان و حقیقتی درباره جونقان...

جونقان • 1393/11/28 @sh00
داستان و حقیقتی درباره جونقان...
در زمان های دووووووور...جونقان به دور خورشید می چرخید....زمین هم به دور جونقان می چرخید.... بعد یهو زمین و جونقان با هم برخورد کردند... و چون جونقان از زمین بزرگتر بود یه تیکه از جونقان جدا میشه و اسمش شد ماه...... به همین خاطر وقتی به یکی میگن چقدر ماهی یعنی چقدر جونقونی هستی.
ما جونقونی ها هیچوقت سعی نمیکنیم جذاب باشیم بلکه این جذابیته که سعی میکنه با ما باشه... (عجب جمله سنگینی بود کمرم شکست)
هر وقت کسی ازت پرسید بچه جونقونی؟؟؟ بزن رو شونش و با افتخار بگو کوچولو اینجا بچه نداره همه مردن بچه میخوای برو تهرون که بزرگترین تفریحشون اینه که اونقدر روزشماری میکنن که جمعه بشه 65 هزارتومن بدن برن بالای برج میلاد و از اون بالا جونقون رو نگاه کنن!!!!!!!!!
تازه میدونین چرا بچه های تهران اینقدر تمیزن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینا از بس تو کف ما جونقونی ها موندن تمیز شدن !!!!!!!!!!!!!!
کپی کن به افتخار هر چی جونقونیه....
یه لقمه نون............
یه کاسه ماست.........
یه عشق پاک...............
یه حرف راست....................
رفاقت بی کم و کاست...............
هر چی محبت و صفاست ..............

<<< تو ذات ما جونقونی هاست>>>
( هر گونه جعل و سوء استفاده از این پیام و به نام شهر دیگری پیگرد قانونی دارد)
ایول ایول .....آفررررررررررین...دقیقا درسته...لااااااااایک....
اصن میگی :جونقون و تموم......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟