کمی آن طرف تر؛

کمی آن طرف تر؛

متون ادبی و زیبا • 1393/11/24 @772311379
کمی آن طرف تر؛
باد سردی که وزید باعث شد حلقه ی دستهامو تنگ تر کنم و برای چند صدم ثانیه غیرقابل کنترل به خودم بلرزم؛ با نفس عمیقی به خودم مسلط شدم. بعد از گذشت چند سال هنوز به هوای این روستا عادت نکرده بودم! عادت نکرده بودم که این روستای کوهستانی هوای مهرماهش مثل هوای بهمن ماه شهر خودمه! بچه ها مثل فنر توی جاشون می پریدن و طناب می زدن و کاملا معلوم بود به این هوای سرد عادت دارن. بعضی هاشون حتی لباس گرم هم تنشون نبود، اما لپ های گل انداخته اونها نشون می داد که خیلی هم دارن لذت می برن و اصلا این سرما براشون مهم نیست. نگاهم افتاد به فاطمه که گوشه ای ایستاده بود و به لیلا که مشغول طناب زدن بود با حسرت نگاه می کرد، به سمتش رفتم و گفتم:
- فاطمه جان چرا بازی نمی کنی؟
نگاهش رو از لیلا گرفت و گفت:
- خانم معلم ما از اون طناب ها نداریم.
طبیعی بود که یه مدرسه ی مردمی توی یه روستای دور، امکانات درسیش کم باشه چه برسه به ورزشی! لیلا دختر نانوا بود و وضع مالی بهتری داشت اما پدر فاطمه یه کارگر از کار افتاده بود، طناب قیمتی نداشت اما به دلیل این که راه صعب العبور بود زیاد به شهر رفت و آمدی نداشتن. با لبخندی گفتم:
- امروز رو با وسایل دیگه بازی کن برای هفته ی بعدت خودم طناب می خرم.
لبخند کل صورتش رو پوشوند. وقتی رسیدم خونه دخترم مثل همیشه کل سفارش هاشو لیست کرده تحویلم داد، با دیدن اسم طناب بازی با تعجب گفتم:
- نرگس؟! من که تابستون برات طناب خریدم! اونم هم جنس خوب بود و شماره انداز داشت!
خیلی خونسرد گفت:
- شماره اندازش از کار افتاد انداختمش بیرون!
خواستم سرش غر بزنم که دیدم قیمت طناب ارزش ناراحت کردن دخترمو نداره، پس فقط یه کم سرزنشش کردم و بی خیال شدم. روز بعد وقتی توی دفتر نشسته بودم فاطمه اومد دم در و صدام زد و گفت:
- خانم معلم دیگه نمی خواد برام طناب بخری. خودم گرفتم. بیا ببین.
از روی صندلی بلند شدم و همراهش به حیاط رفتم. دستش رو از پشتش در آورد و با ذوق گفت:
- ببین چه خوشگله!
با دیدن طناب مخصوص لباس قرمز رنگی که دو سرش رو به دو تکه چوب کلفت گره زده بود قلبم فشرده شد. هر کدوم از چوب ها رو توی دو تا دستش گرفت و گفت:
- دوست دارین ببینین چجوری طناب می زنم؟
با بغض سرم رو تکون دادم، شروع کرد به طناب زدن و گفت:
- شما بشمرین.
و من همراه بغضم با لبخند شمردم:
- یک ... دو ... سه ... چهار ...