حســــﺎﺏ ﻭ ﮐـــﺘﺎﺏ ﺩﻧﯿـــﺎ ﺭﻭ ﮐـــﻪ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ ﺍﺯ ﻓﺮﻣــــﻮﻝ ﻋـــﺪﺍﻟﺘﺶ ﺧـــﻮﺷــــﻢ ﺍﻭﻣـــــﺪ !
حســــﺎﺏ ﻭ ﮐـــﺘﺎﺏ ﺩﻧﯿـــﺎ ﺭﻭ ﮐـــﻪ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ ﺍﺯ ﻓﺮﻣــــﻮﻝ ﻋـــﺪﺍﻟﺘﺶ ﺧـــﻮﺷــــﻢ ﺍﻭﻣـــــﺪ !
جایی که بودن و نبودنت فرقی نداره... نبودن رو انتخاب کن... این طوری به بودنت احترام میگذارند حســــﺎﺏ ﻭ ﮐـــﺘﺎﺏ ﺩﻧﯿـــﺎ ﺭﻭ ﮐـــﻪ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ ﺍﺯ ﻓﺮﻣــــﻮﻝ ﻋـــﺪﺍﻟﺘﺶ ﺧـــﻮﺷــــﻢ ﺍﻭﻣـــــﺪ ! ﻫـــــﺮ ﭼــــﯿﺰﯼ ﺭﻭ " ﺑﮕــــﯿﺮﯼ " ﮐﻪ ﭘﺸــﺘـﺶ "ﺁﻩ ﻭ ﺍﻟـــﺘﻤﺎﺳــﻪ" ﯾﻪ ﭼــــﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺑـﺎﯾﺪ " ﭘﺲ ﺑـــﺪﯼ " ﮐﻪ ﺍﺳــــﻤﺶ " ﺗﻘـــــــﺎﺻﻪ"....!!!
کمی خودتان را بردارید....بتکانید!! از تمام این فکرهای بی رنگ.... از این حرفهای تو خالی بی رویا... روزگار رقصنده ی دست خودمان است جانم... بخواهی برایت تانگو میرقصد... نخواهی ، تورا رقاصه ی تمام سازها وآوازهای خودش می کند!! دست رویا را بگیر... برایت یکبارهم که شده دور شو ، از شهر ناامیدی!! وباور کن تو با همین چهار حرف... ا. م. ی. د. معجزه خواهی کرد... می روند?? فدای سرت!! می مانند?? خوش بحال لحظه هایشان که با تو ثبت می شود!! طوفان شده?? قشنگ ترین رقص را برای همین روز بگذار!! آنقدر زیبا حرکت کن که هر که رد شد.... بگوید: چه طوفان زیبایی!! زیبا باش... و باور کن...می شود اگر بخواهی!! در همین روزهای بی مهری.... برای خودت، برای او... برای تمام کسانی که درقلبت جا دارند... رویایی ترین باشی!!! می شود!!!
جرأت کنیدحقیقی باشید جرأت کنید زشت باشید خود را همان که هستید نشان دهید.... هر چه میخواهید باشید فقط خودتان باشید انسان باشید
باب الحوائج علی اصغر ( ع ) دل كوچكت دیگر تاب نیاورد كه امامت را اینگونه مظلوم و تنها ببینی . تشنگی سه روزه ات را بهانه كردی و با ناله های كم جان و بی رمقت گفتی لبیك یا مولا به من نیز اذن میدان بده یا علی اصغر تو باب الحوائجی هستی كه با دستان كوچك خود گره های بزرگ را باز می نمایی... خداوندا به حق کوچکترین سربازکربلا علی اصغر و گلوی پاره پاره اش تمام بیماران را شفا عنایت فرما...
لایک زیبا بود . انشالله خداوند همه مریض ها را شفا بده الهی آمین
الهی آمین ...
یکی پول هایش را پارو می کند...
یکی اشک هایش را ...
راستی ، آهای فلانــــی...
قهوه ات را که سر کشیدی ...
برای فالش سر چهار راه بیا...
اینجا کودک هایی هستند...
که تقدیرشان را خیلی وقت است که فروخته اند...
یکی اشک هایش را ...
راستی ، آهای فلانــــی...
قهوه ات را که سر کشیدی ...
برای فالش سر چهار راه بیا...
اینجا کودک هایی هستند...
که تقدیرشان را خیلی وقت است که فروخته اند...