ماجرای فرخشهری...

ماجرای فرخشهری...

فرخشهر • 1393/11/09 @maryam760
ماجرای فرخشهری...
قهفرخیه با180تاسرعت داشته تو اتوبان میرفته سرباز راهنمایی رانندگی جلوشومیگیره میگه گواهینامه؟میگه ندارم
میگه کارت ماشین؟میگه ندارم.قهفرخیه میگه راستش ماشین ازمن نیس من صحب این ماشینا کشتم انداختم صندوق عقب چاقو ام انداختم روصندلی والانم دارم فرار میکونم!سربازه میترسه بی سیم میزنه افسره میاد میگه گواهینامه؟قهفرخیه میده بهش.میگه کارت ماشین؟میده...درصندوق رو باز میکنه میبینه کسی توش نیس!!!روصندلیم چاقونیس!!به سربازه میگه پ چیچی میگی؟؟قهفرخیه میگه چم یقن حالارم میخا بیگه من با180تا میرفتم....1!!!!!!