بخون اما....ببخش فقط یکم درد دارن......
بخون اما....ببخش فقط یکم درد دارن......
زیبا بود
مرررررررررررررررسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی 
لایک
مرسیییییییییییییییییی مچکرم.........
همیشه باید کسی باشد...
که معنی سه نقطه های آخرجمله هایت رابفهمد...
همیشه باید کسی باشد...
که بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد...
باید کسی باشد...
که وقتی صدایت لرزید بفهمد...
اگرسکوت کردی بفهمد...
اگربهانه گیر شدی بفهمد...
کسی باشد...
که اگر سر درد را بهانه آوردی برای رفتن ونبودن...
بفهمد به توجهش احتیاج داری...
بفهمدکه دردداری...
که زندگی درددارد...
بفهمدکه دلت برای قدم زدن درزیرباران...
برای بوسیدنش...
برای یک آغوش گرم تنگ شده است...
که معنی سه نقطه های آخرجمله هایت رابفهمد...
همیشه باید کسی باشد...
که بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد...
باید کسی باشد...
که وقتی صدایت لرزید بفهمد...
اگرسکوت کردی بفهمد...
اگربهانه گیر شدی بفهمد...
کسی باشد...
که اگر سر درد را بهانه آوردی برای رفتن ونبودن...
بفهمد به توجهش احتیاج داری...
بفهمدکه دردداری...
که زندگی درددارد...
بفهمدکه دلت برای قدم زدن درزیرباران...
برای بوسیدنش...
برای یک آغوش گرم تنگ شده است...
تفدیم به مخاطب خاص که شده عام
کــآش فقـــط بودی . . .
وقتی بغـــض میکردم . . .
بغلــــم میکردی و میگفتی . . .
ببینــــم چِشــآتو . . .
منـــو نیگــــآ کُن . . .
اگه گریــــه کنی قهر میکنــــم میرمــــ.. .::
::لــبــخــنــد بـــزن…!
عـــکــاس مـــدام ایــن جــمـــلــه را تــکـــرار مـــی کــنـــد…
اصـــلا بــرایـــش مـــهـــم نــیـــســـت،کـــه در وجـــودتــ…
حــتـــی یـــک بــهــانــه بــرای لــبــخــنـــد نــیـــســـتــــ…::
::
وقتی بغـــض میکردم . . .
بغلــــم میکردی و میگفتی . . .
ببینــــم چِشــآتو . . .
منـــو نیگــــآ کُن . . .
اگه گریــــه کنی قهر میکنــــم میرمــــ.. .::
::لــبــخــنــد بـــزن…!
عـــکــاس مـــدام ایــن جــمـــلــه را تــکـــرار مـــی کــنـــد…
اصـــلا بــرایـــش مـــهـــم نــیـــســـت،کـــه در وجـــودتــ…
حــتـــی یـــک بــهــانــه بــرای لــبــخــنـــد نــیـــســـتــــ…::
::
دوسش دارمو چجوری نگه دارم
وقتی خیلی خیلی کوچیک بودم
شیشه شیرمو خیلی دوست داشتم
برای همین هیچوقت از خودم جداش نمیکردم
و همیشه توی دستم بود تا یه روز از دستم افتاد و شکست
اونوقت یاد گرفتم
هیچوقت کسی که دوسش دارمو تو دستم نگیرم
چون ممکنه بیفته از دستم و بشکنه
یکم بعد اون توت فرنگی رو دوست داشتم
برای همین یه شب
توت فرنگی هامو بردم توی رخت خواب تا پیشم بخوابه
اما صبح که بیدار شدم
دیدم همه توت فرنگی هام له شدن
اونوقت فهمیدم کسی که دوسش دارمو
نباید ببرم توی رخت خواب چون خراب میشه
مدتها بعد وقتی رفتم مدرسه یه آبرنگ داشتم
خیلی دوسش داشتم
برای همین به همه ی همکلاسیام نشونش دادم
اما یه روز دیدم آبرنگ توی کیفم نیست
و معلوم نشد کی اونو برداشته
اونوقت فهمیدم کسی که دوسش دارمو نباید
به همه نشون بدم
وقتی خیلی خیلی کوچیک بودم
شیشه شیرمو خیلی دوست داشتم
برای همین هیچوقت از خودم جداش نمیکردم
و همیشه توی دستم بود تا یه روز از دستم افتاد و شکست
اونوقت یاد گرفتم
هیچوقت کسی که دوسش دارمو تو دستم نگیرم
چون ممکنه بیفته از دستم و بشکنه
یکم بعد اون توت فرنگی رو دوست داشتم
برای همین یه شب
توت فرنگی هامو بردم توی رخت خواب تا پیشم بخوابه
اما صبح که بیدار شدم
دیدم همه توت فرنگی هام له شدن
اونوقت فهمیدم کسی که دوسش دارمو
نباید ببرم توی رخت خواب چون خراب میشه
مدتها بعد وقتی رفتم مدرسه یه آبرنگ داشتم
خیلی دوسش داشتم
برای همین به همه ی همکلاسیام نشونش دادم
اما یه روز دیدم آبرنگ توی کیفم نیست
و معلوم نشد کی اونو برداشته
اونوقت فهمیدم کسی که دوسش دارمو نباید
به همه نشون بدم
Iiiike Kheili ghashang Bod