من چقدر سبز بودم ؟
آخر پاییز شد،
همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی..
بشمار ، تعداد لبخند هایی را که بر لب دوستانت نشاندی..
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی..
فصل زردی بود ... تو چقدر سبز بودی ؟؟
.
.
.
آخر پاییز شد ، همه. دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
ولی آیا تابحال شمرده ای ؟
برای شروع بگذار از جایی دیگر شروع کنیم،
اول از همه بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
و بعد بشمار، تعداد لبخند هایی که بر لب مردمان نشاندی
و سپس بشمار ، تعداد اشک هایی که بخاطر همدلی از سر شوق و غم ریختی ،
و سر آخر بشمار تعداد دستهای نیازمندانی که گرفتی و تعداد قدمهایی که در کار خیر برداشتی ،
و همه اینها را که بشماری ، تعداد لبخندهای " آن یگانه " بدست می آید.
و تمام .
جوجه هایت شمرده شد ...
لبخند پایانی" پاییز"
آرام و گرم...
می نشیندروی صورت آسمان
بادستانی بدون چتر
شاید... باران بارید
روی پلک های" دلم"
هرچه خواهی آرزو کن...