دیکته سال 1393

دیکته سال 1393

خودمونی • 1393/09/15 @pegah1993
دیکته سال 1393
«« دیکته سال 1393 »»
سر سطر بنویس
بنویس
بابا نای نان دادن ندارد ،
بابا کار ندارد.
بابا سهمیه ای برای استخدام ندارد.
بنویس .
آن بچه سرطان دارد.
هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است .
خانه آنها پایین شهر است .
اشک چشمهای مادرش مروارید دارد .
بنویس.
تلاش بی ثمر.
صاحب خانه بابا را جواب کرد.
حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود.
بابا پول قبض آب ندارد.
بنویس.
نماز قضا دارد ، اما سفره ما غذا ندارد !
بنویس.
اهل محل برای ساختن مسجد پول جمع میکنند.
اما سقف خانه ما چکه میکند.
بنویس.
پسر همسایه ما از گرسنگی مرد.
اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند.
بنویس..
عشق و محبت بی معنی ترین کلمه ها هستند.
چون آدمها آنقدر مغرور و خود خواهند
که اگر کسی رو به مرگ باشد
و فقط ذره ای محبت بخواهد تا در آرامش باشد ، به راحتی از او دریغ می کنند..
بنویس..
در سرزمین من همه یا سنگ میفروشند ...
یا سنگ میزنند ....
یا سنگ می اندازند ...
یا سنگ دل ند ...
یا نگاهشان سنگین است ...
بنویس..
زندگیمان سخت آسان میگذرد.
‌ بنویس ...
ووووووی پگاه اگراین دیکته روبرابچه هابگن که میرن خودکشی میکنن خووووواحتمالادیکته خودتون نبوده؟