معلوم هست ما داریم کجا میریم؟
اتاق‌های اصلی متفرقه بحث و گفتگوی آزاد معلوم هست ما داریم کجا میریم؟
آرشیو تاپیک

معلوم هست ما داریم کجا میریم؟

بحث و گفتگوی آزاد • 1393/08/30 @al0ne
معلوم هست ما داریم کجا میریم؟
معلوم هست ما داریم کجا میریم؟
داریم چی کار میکنیم؟
جوان خواننده ای در سن 30 سالگی بر اثر بیماری در گذشت خدایش بیامرزد.
این همه افراط و تفریط که در مثلا یادبودش به چه معناست؟
اینقدر افراط کردند که خانواده این جوان به جای اینکه ناراحت مرگ جوان خود باشند
به فکر حفظ آبروی پسرشان هستند.
پدر در یک مصاحبه اعلام کرده پسر من مسلمان بوده
پدر در یک مصاحبه دیگر اعلام کرده پسر من پایبند به نظام جمهوری اسلامی بوده
مادر اعلام کرده راضی نیستم از کسی که عکس و فیلم پسرم را در لحظه جان دادن منتشر کرده
خود مرتضی پاشایی در وصیتش از طرفدارنش می خواهد برای آرامش روحش دعا کنند
آیا این بدان معنا ست که در شهرهای مختلف تجمع کنید مانع تردد مردم شوید و پسر و دختر با هم بزنید زیر آواز؟
شما نمی توانید یک تصویر از این تجمعات پیدا کنید که دوربین ها و موبایل ها بالا نباشند
و افراد مشغول گرفتن عکس برای فیسبوک و وایبر و ایستاگرام و... نباشند
چطور اینقدر عزادار هستید که فیسبوک و وایبر و... را فراموش نمی کنید؟
فلان هنرپیشه برای مرتضی گریه کرده از خودش عکس گرفته گذاشته فیسبوک
این کارها به چه معناست؟ این نوع عزاداری ها در کجای فرهنگ ما قرار دارد؟
و اگرپیرو فرهنگ ایرانی نیستیم کجا فرهنگ غربی برای عزاداری ساعتها در پارک ها و خیابان ها تجمع می کنند؟ نهایت گلی ببرند و شمعی روشن کنند و در تشییع جنازه با لباس رسمی حاضر شوند
چرا مرگ یک جوان و داغداری خانواده اش تبدیل به یک نمایش شده که برای صفحات مختلف اینترنتی عکس و فیلم تهیه کنیم؟
واز این کارها که از سر بی فکری و بچه بازی است ار آن سر آبها برای ما نسخه بپیچند و پدر مرتضی مجبور به مصاحبه باشد
حالا با این نمایش مضحکی که راه انداخته اند اسمش را عزاداری گذاشتن توقع دارند
تمام کشور با این ها عزادار باشد و سیاهپوش شود معلوم هست ما داریم کجا میریم؟!
پاسخ هانیه توسلی به اهانت هواداران پاشایی
باز هم ما ایرانی ها حرکتی انجام دادیم که واقعا جوابی براش پیدا نکردم . . .

یک دسته افراد به پیج اینستاگرام هانیه توسلی هجوم برده ، و با الفاظ رکیک این بازیگر مردمی را مورد اهانت خود قرار دادند

===============================================
«من آقاى پاشایى رو نمى شناختم. یعنى نه کارهاش رو شنیده بودم نه خودش رو از نزدیک دیده بودم. سبک و مدل موسیقى اش هم که الان مى شنوم دوست ندارم ولى دلم مى سوزه. جیگرم کبابه. از مرگ جوون ها بیزارم.» ابن‌ها جملات ابتدایی پست هانیه توسلی در صفحه اینستاگرامش است، یادداشتی که باعث شد کامنت‌های مخالف زیادی پای این پست ثبت شود.
برترین ها: «من آقاى پاشایى رو نمى شناختم. یعنى نه کارهاش رو شنیده بودم نه خودش رو از نزدیک دیده بودم. سبک و مدل موسیقى اش هم که الان مى شنوم دوست ندارم ولى دلم مى سوزه. جیگرم کبابه. از مرگ جوون ها بیزارم.»

ابن‌ها جملات ابتدایی پست هانیه توسلی در صفحه اینستاگرامش است، یادداشتی که باعث شد کامنت‌های مخالف زیادی پای این پست ثبت شود.

کامنت‌هایی تند و بعضا همراه با الفاظ رکیک از سوی کامنت‌گذارانی اکثرا خشمگین که به زعم‌شان به خواننده محبوب آنها توهین شده است، رفتاری که پیش از این و البته به مراتب آرام‌تر و کم حاشیه‌تر در صفحه بهرام رادان شادهش بودیم.

هانیه توسلی بعد از واکنش های شدید به اظهاراتش درباره مرتضی پاشایی در پروفایل شخصی اش در فیس بوک به الفاظ زشت و رکیک برخی کاربران پاسخ داد:

"بعد از فوت مرحوم پاشایی، اکثر کامنت‌هایی که در اینستاگرام برای من می‌گذاشتند تقاضاهای بعضن توهین‌آمیز و تند برای پست کردن یک مطلب در مورد مرتضی پاشایی و تسلیت درگذشت ایشان بود.

یک پست توضیحی گذاشتم (که متنش موجود است) و ضمن ابراز تاسف و همدردی، گفتم با مرتضی پاشایی و کارهای‌شان آشنا نبوده‌ام و بعد هم که گوش کرده‌ام، فهمیده‌ام موسیقی ایشان سلیقه‌ی من نبوده، و از طرف دیگر تسلیت عمومی گفتن را دوست ندارم. از همان‌جا بود که کامنت‌های اهانت‌آمیز شروع شد.

بیش و پیش از آن‌که شخصن از این موج اهانت به‌راه‌افتاده ناراحت شوم، برای فرهنگ عمومی مردم هموطنم تاسف خوردم و البته برای مرتضی پاشایی مرحوم که این‌چنین طرفدارانی داشته. این موج‌های اهانت از منظر شخصی یک داستان گذراست اما اگر در مقیاس بزرگتر به آن نگاه کنیم متوجه عمق فاجعه خواهیم شد.

این که چرا تعداد زیادی از مردم، چنین نفرت و خشمی را در خود حمل می‌کنند و ادبیات‌شان این‌قدر سخیف و نازل است، دل آدم را به درد می‌آورد، اما به نظرم روان‌شناسان اجتماعی می‌توانند تحلیلی ارائه کنند از چرایی اتفاقات این‌چنینی و این «مد» جدید و هولناک دنیای مجازی که هربار به هر بهانه به یک نفر می‌تازند، بی آن که توهین‌ها ارتباط چندانی با موضوع اصلی داشته باشد. نمونه‌اش را سال گذشته در مورد مسی و موارد مشابه دیده بودیم.

تصمیم گرفتم که صفحه‌ی اینستاگرام عمومی خودم را ببندم و یک صفحه‌ی شخصی برای دوستان نزدیک داشته‌باشم. دلیلش هم راستش اهانت‌ها نیست. آدمیزاد از خنجری که نبُرد زخم نمی‌خورد. من هم که نه بی‌احترامی کرده بودم و نه اهانتی، اصلن این حرف‌ها را به خودم نگرفتم که بخواهم شخصن دلگیر شوم.

ناراحتی من ناراحتی عمومی از وجود و رشد این فرهنگ نازل است. درواقع بعد از این ماجرا، از مردم ناامید شدم. به هرحال این اتفاق، هدف من را از ایجاد یک صفحه‌ی عمومی، زیرسوال برد و به همین خاطر صفحه را به طور کلی پاک کردم. هدف من ارتباط بیشتر و نزدیک‌تر با عزیزانی بوده که همیشه چه در فضای مجازی و چه بیرون، به من لطف داشته‌اند.

اما روزی که گذشت به من نشان داد که دیگر این راه ارتباطی «کار نمی‌کند» به اصطلاح. وقتی آن فضایی که به طور معمول فضای آرامی بوده برای ثبت لحظه‌ها یا معرفی کتاب و ...، الان تبدیل به نوعی میدان جنگ شده، ترجیح می‌دهم که عرصه را برای توهین بیشتر به خودم، به مرتضا پاشایی مرحوم، و به عزیزانی که به من لطف دارند باز نگذارم.

معرفی کتاب و فیلم را همچنان دوست دارم، و اگر صفحه‌ی عمومی برای این کار باز کردم، همین‌جا اعلام می‌کنم و الان هیچ صفحه‌ی عمومی در اینستاگرام ندارم. در نهایت امیدوارم روزی برسد که سطح فرهنگ مردم مایه‌ی افتخار باشد، نه شرم و خجالت."
با عرض پوزش تکراری بود
http://www.daba.ir/shtopic.aspx?id=40&gid=52574&pageindex=1
خواهش می شود شما سروری داش