قلبی خسته ازتپیدن
مانند بارانی بروی شیروانی.. اما… ناودان ندارد..!!
بازم از اینا بذارید البته عاشقانه ترش را
با تشکر
عشق چيز عجيبي ست وقتي از من ديكتاتوری می سازد ، زود رنج انحصاری می خواهد از تو نازک دلي كه اشک مرا تاب نمی آورد... عشق چيز عجيبي نيست شايد اما من و تو عجيب... عاشق شده ايم !

دوستت دارم ای عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام
تو را میخواهم هی تو که آنقدر دور شده ای از من که دیگر نمیبینمت
و این قلب من است که شاید حسرت داشتن تو را برای همیشه داشته باشد!
سکوت اتاقم را دوست دارم
و آنرا حتی با صدای ترکیدن بغضم نخواهم شکست
بغضم را فرو خواهد خورد اما سکوت را ادامه خواهم داد
تاریکی مطلق اتاقم را با هیچ نوری از بین نخواهم برد
حتی با برق نگاهم
چشم هایم را مدت هاست به روی همه چیز بسته ام
چرا که تاریکی اتاقم کمرنگ نشود
خدایا امشب میای کنارم تا یه کم درد دل کن
آدم ها زود عوض میشوند...
یه وقتایی...؛
یه حرفایی...،
چنان آتیشت میزنه...،
که دوست داری فریاد بزنی...،
ولی نمیتونی...!
دوست داری اشک بریزی...،
ولی نمیتونی...!
حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه...!
تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه...،
به این میگن:
"درد بی درمون"