کوتاه و آموزنده (فرار از چشم چرانی)
اتاق‌های اصلی مطالب جالب، تفریح و سرگرمی خودمونی کوتاه و آموزنده (فرار از چشم چرانی)
آرشیو تاپیک

کوتاه و آموزنده (فرار از چشم چرانی)

خودمونی • 1393/08/06 @farsan
کوتاه و آموزنده (فرار از چشم چرانی)

جوانی نزد عالمی آمد و از او پرسید:

من جوان کم سنی هستم اما آرزوهای بزرگی دارم و نمی توانم خود
را از نگاه کردن به دختران منع کنم، چاره ام چیست؟

عالم نیز کوزه ای پر از شیر به او داد و به او توصیه کرد که کوزه را به
سـلامت به جای معـیـنی ببرد و هـیچ چیزاز کوزه نـریزد. واز یـکـی از
شاگـردانش درخـواست کرد او را هـمـراهی کند و اگر شیر را ریخـت
جلوی همه ی مردم او را کتک بزند.

جوان نیز شیر را به سلامت به مقصد رساند. و هیچ چیز از آن نریخت.
وقتی عالم از او پرسید چند دختر را در سر راهت دیدی؟

جوان جواب داد: هیچ، فقط به فکر آن بودم که شیر را نـریزم که مبادا
در جلوی مردم کـتـک بخورم و در نزد مردم خوار و خفیف شوم.

عالم هم گفت: این حکایت انسان مؤمن است که همیشه خداوند را
ناظر بر کارهایش میبیند و از روز قیامت و حساب و کتاب بیم دارد.

خیلی زیبا بود...امیدوارم بتونیم همیشه خدا را ناظر بر اعمالمون بدونیم...

مراقبش باش چشم را ميگويم .
ممکن است تو را به يک لحظه از بهشت به قعر جهنم بکشاند.
يک بار نگاه آلوده ،ميشود عادت شود .
و آن وقت که عادت شد،ميشود بنده ي شيطان کند تو را ..
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ
به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند ... (سوره نور آيه 30)