►۩.:::.بوی ماه محرم می آید.:::.۩◄

►۩.:::.بوی ماه محرم می آید.:::.۩◄

متون ادبی و زیبا • 1393/08/04 @maheman
►۩.:::.بوی ماه محرم می آید.:::.۩◄
شنیده ایم که یک عصر ، پای یک خیمه
به دست باد ، پریشان شده است گیسویی
شنیده ایم که یک ظهر روی یک نیزه
بدون آب جوانه زده است شب بویی
و ماجرا که به اینجای کار ختم نشد
چقدر زخم زبان ها شنید بانویی
...
«حی علی العزای» خدا می رسد به گوش

عطری که از حوالی پرچم وزیده است


مارا به سمت مجلس اقا کشیده است

از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا

صد کوچه باز کنید محرم رسیده است...

باز هم دفترمان صحنه عاشورا شد

پنجمین آینه پاک خدا تنها شد

در حریم دل ما معرکه ای برپا شد

واژه از هُرم ترکهای لبم دریا شد

از چه رو باز میان دل ما طوفان است

(امشبی را شه دین در حرمش مهمان است)

چشم هر سینه زنی پر شده از دُر ونگین

شده مبهوت الفبای تو جبریل امین

تربت پاک تو نقشی ست به محراب جبین

سوره ی غربتتان شأن نزولش شده این

چشم خواهر به تماشای شه خوبان است

(امشبی را شه دین در حرمش مهمان است)

عمر دنیا شده امروز به آخر شاید

تیر غم گشته هدف بر دل خواهر شاید

وسط کرب وبلا آمده مادر شاید

می رسد ناله زهرا به سراسرشاید

نغمه ی واعطشا بین همه طفلان است

(امشبی را شه دین در حرمش مهمان است)

بین قنداقه گمان در تب وتاب است علی

هرچه را می نگرد عین سراب است علی

جگری سوخته با اشک رباب است علی

گفت مادر به خدا قحطی آب است علی

بین گهواره علی اصغر او عطشان است

(امشبی را شه دین در حرمش مهمان است)

باز هم مثنوی و شعرِ غزل می گوید

بین قدقامت او خیر عمل می گوید

صاحب واژه ی احلی وعسل می گوید

باز از عرش برین عزوجّل می گوید

(ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است)

(امشبی را شه دین در حرمش مهمان است)