تو خوب باش...
کاش می شد این جهان پرملال از محبت رنگ دیگر می گرفت
کاش می شد بار دیگر زندگی درپناه عشق سنگر می گرفت
کاش می شد از لبان زندگی روز و شب عطر تبسم می چکید
از گلوی روشن پروانه ها عطر موزون ترنم می چکید
کاش می شد آسمان زندگی بوی پروازی مبارک می گرفت
زندگی زیباست٬باید خوب بود...
زخم ها را می توان مرهم نهاد
می توان با عشق شد همسایه باز
بر لب گل بوسه ی شبنم نهاد...
می توان بر زندگی لبخند زد بوی آواز قناری را کشید
می توان بر روی بال شاپرک خنده ی صبح بهاری را کشید
با سخاوت می توان همسایه شد...
مهربانی را به گل تقدیم کرد
با عدالت می توان همسفره شد...
زندگی را می توان تقسیم کرد!
خوب بودن آنقدرها هم سخت نیست
خانه ی خوبی همین نزدیک هاست
باید از اکنون به فردا فکر کرد
رستگاری جمع خوبی های ماست
رستگاری جمع خوبی های ماست...
اینجا باید حساب اون دنیات فعال نگه داری یا با عمل خوب یا عمل بد؟
اینقدر خوبه ادم بعضی وقت ها معنی این خوب ها وبدها
رو بفهمه مثل بچگی...
آخه اون وقت، بر می گردی به خودت ...
نزدیک می شی به بودن ... میای میرسی کنج دلت میبینی
یک طفل کوچولو زانوهاش بغل گرفته!!!
فریاد می زنه اونم از کی اما ای وای تو الان صداش شنیدی...
عیبی نداره همین الانم دستش بگیری بزرگش کنی هنر کردی
نترس اون تویی باهاش مهربون باش !
دستت با محبت بکش سرش...
اشکاش پاک کن
تو می تونی اون بزرگ کنی از عهده اش بر میای!!
مسئولیتش با توست !!!
اون خدا به تو داده
فقط زیر نقاب دنیا اون از یاد نبر فقط دستش بگیر به خدا
اینقدر جاهای خوب بلده تو رو ببره...اون از عالم دیگه ای اومده...
همش تو دستش کشوندی تا این مدت کشوندی
هر جایی خواستی بردیش...
حالا خودت بسپار به اون، ببین او طفل معصوم تو رو کجا می بره!!
خوب بودن سخت نیست کافیه به خودت حرمت بزاری!!
به خودت برسی !!
کاشکی بلد باشیم!!!
بلدیم هممون ...
دست دلت بگیری همه چیز یادت میاد!!