رفت!
دیده عشاق را تر کرد و رفت
با گل عشقی که پرپر کرد و رفت
با گل عشقی که پرپر کرد و رفت
دیده عشاق را تر کرد و رفت
خاطرش را بی خودی می خواستم
خاطرم را او مکدر کرد و رفت
در دلم صد آرزو رویانده بود
در دلم صد بار خنجر کرد و رفت
«عشق در دل ماند ویار از دست رفت»
چرخ دل را یار پنچر کرد و رفت!
گفتمش:بی تو خودم را می کشم!
بی وفا را بین که باور کرد و رفت
مغزم از غم گر گرفت، انگار یار
کله ام را در سماور کرد و رفت
داشت خرهای زیادی زیر سر
چند روزی هم مرا خر کرد و رفت
آنچه با پیمان و کیوان کرده بود
با من و سام و غضنفر کرد و رفت
صد خر از هجرانش عرعر می کنند!
او خر خود یافت، عرعر کرد و رفت
در دلش بود اشتیاق امر خیر
چند سالی در محل شر کرد و رفت
رفت تا یک جای دیگر پس دهد
درسهایی را که ازبر کرد و رفت
مانتوی کوتاه خود را جا گذاشت
چادری گلدار بر سر کرد و رفت
خان بابای شوفرش بیچاره شد
شصت کارتن بار خاور کرد و رفت
روز بعد از باب ختم غائله
یک سلامی هم به مادر کرد و رفت
درد خود را با که گویم دوستان؟!
دختر همسایه شوهر کرد و رفت!