.....؟
.....؟
دختر : بکن دیگه
پسر : نه نمیتونم
دختر : دیگه طاقت ندارم زووود آآآی
پسر : باشه باشه
دختر : تندتر تندتر آآآخ
پسر : تندتر دردت میادا
دختر : نه زودتر راحت میشم
.
.
دختر بیچاره زخمش بدجور خونریزی کرده بود، پانسمانش به زخم چسبیده بود.
به پسره میگفت یه دفه پانسمانو بکن
چیه فک کردین ... برو از خدا بترس!!
پسر : نه نمیتونم
دختر : دیگه طاقت ندارم زووود آآآی
پسر : باشه باشه
دختر : تندتر تندتر آآآخ
پسر : تندتر دردت میادا
دختر : نه زودتر راحت میشم
.
.
دختر بیچاره زخمش بدجور خونریزی کرده بود، پانسمانش به زخم چسبیده بود.
به پسره میگفت یه دفه پانسمانو بکن
چیه فک کردین ... برو از خدا بترس!!