"بفرمایید،چیز دیگه ای نمی خواید؟"
اتاق‌های اصلی مطالب جالب، تفریح و سرگرمی خودمونی "بفرمایید،چیز دیگه ای نمی خواید؟"
آرشیو تاپیک

"بفرمایید،چیز دیگه ای نمی خواید؟"

خودمونی • 1393/06/30 @farveh
"بفرمایید،چیز دیگه ای نمی خواید؟"
سمفونیِ بتهوون بوم بوم بوم بوم....
خیلی ها میگن میخواسته ضربه بزنه...
بوم بوم...
به چی؟ چرا کافه چی این آهنگ رو گذاشته؟وقتی همه ی ما غرق سکوتیم و لابه لای میزها و صندلی های کافه به دنبال خاطراتمان پرسه میزنیم،این آهنگ چه معنی دارد؟کافه چی تو دیگر به خاطراتمان سقلمه نزن...
خودشان درد دارند...
تابستان یا زمستان،پاییز یا بهار...
فرقی نمیکند چه فصلی باشد...
هرکس گوشه تنهایی خودش یک فنجان قهوه میخورد تلخ تلخ که گهگاهی گوشه ی لبش قند خاطرات شیرین غنچه میکند ،همین و بس....
همه چیز تلخ است،خاطرات،قهوه،آدمها...
من که یادم نمی آید اما زمانی قهوه ها هم حرفی برای گفتن داشتند...
اما...
اما حالا وقتی قهوه تمام می شود...فنجان را که برمیگردانند حتی نمیگذارند کلمه ای بگوید...
از ترس بختشان انگشتی میکشند ته فنجان و دهان قهوه را برای همیشه میبندند...
از همان لحظه ای که وارد شدم و سر میزم نشستم به من خیره شده،پلک هم نمیزند...چندبار برگشتم و نگاهش کردم...اما دستش رو زیر چانه گذاشته و مستقیم به من خیره شده...
قیافه اش آشناست چندباری دیدمش...
حالا یادم آمد،همیشه وقتی میام اینجا می بینمش....
تابلوی انیشتاین...
درست چند وجب آن طرفتر سهراب...
هیچکدام لبخند نمیزنند ...
نه تابلوها نه آدمها...
به جز کافه چی...
بفرمایید،چیزِ دیگه ای نمی خواید؟
سوالش رو با یه "نه،ممنون" جواب میدم،میدونم که بلوف میزنه،خوبه فقط یه قهوه آورد طوری میگه چیز دیگه ای نمیخواید که
انگار....
بی خیال...
قهوه که تمام میشود همانجا برش میگردانم روی میز ،انگار نیت ام خیال دل کندن از فال هایم را ندارد...
همانجا ته فنجان ته نشین شده برای ابد...

farveh