اندر لطایف گل پسران(طننننزززززززززز)
اتاق‌های اصلی فرهنگ ،ادبیات ، هنر و ورزش شعر و داستان اندر لطایف گل پسران(طننننزززززززززز)
آرشیو تاپیک

اندر لطایف گل پسران(طننننزززززززززز)

شعر و داستان • 1392/04/07 @farideh
اندر لطایف گل پسران(طننننزززززززززز)
سفرنامه ی ناصر خسرو از حوزه تا موزه
تو گویی انگار اینها از جامه ی مردانه ی عادی خسته گشته اند و دلشان پوشش عبا مانند بانوان همان که مانتو می نامندش را میخواهد عن قریب تا نزدیکه زانوهایشان می آمدا
از این هم بگذرم دلیل آن همه ری و پشم را نفهمیدندی دیده بودم برخی هایشان را که برای ابراز وجود:بزی، پرفسوری؛مهندسی محاسن میگذارند؛اما سر از کار این در نیاوردندی.نمیدانم چگونه آب و غذا تناول میکنند
غذا که هیچ راه نفس هم ندارند.بیشتر مایه ی خنده است
القصه من که نفهمیدندی لیکن خودشان ابراز می نمودند نشانه ی دین و ایمان است،بگذریم
از حوزه که رد گشتندی،نزدیک موزه رسیدندی:
شگفتا که این خالق عظیم،بسی پدیده های گوناگون آفریده که مرا سخت سرگردان کردندی.پدیده هایی بس شگفت و نادر
که وصفش در کاغذ نمیگنجد
کاش تبلتی داشتندی تا طرحی از این صحنه ها برایتان می کشیدندی تا نسل های فردای فردای فردا بدانندکه پس از انقراض دایناسورها موجوداتی بس شگفت تر روی زمین بوجود آمدند اینان بی شباهت به حسنی نیستند:موی بلند،روی سیاه،ناخن دراز،تی شرت کوتاه،خدایشان حفظشان کند اما آن یک مثقال نخی را هم که بر تن کرده اند اگر در میآوردند بهتر می بود
هم صرفه جویی در مصرف نخ بود و هم کمک به چرخه ی اقتصادی خانواده یشان
استاد بزرگوارم میفرمود:این چنین چیزهارا چندان قیمتی نیست
مرد آن بود که در میان خلق بنشیندو برخیزدو بخوردو بخسبدو بخردو بفروشدو در بازار در میان خلق ستدو دادکند و زن خواهد و با خلق در آمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد
از قسمت دومش خوشم اومد
ممنون
لازم به ذکره متن بالا را بهترین دوستم_جیجرمن_به سفارش من به رشته ی تحریر در آورده
خــــــــــــــــــــــــیلی باحال بود..!!lollol