دو قدم مانده به ازدواج چیکار کنیم؟
اتاق‌های اصلی شهرها ، اجتماعی و مذهب ازدواج دو قدم مانده به ازدواج چیکار کنیم؟
آرشیو تاپیک

دو قدم مانده به ازدواج چیکار کنیم؟

ازدواج • 1393/06/21 @iamm7spy
دو قدم مانده به ازدواج چیکار کنیم؟
چي نپرسيم؟
اين چه لذتي است كه شما از گول‌زدن ديگران، ازجمله خودتان مي‌بريد؟ شما كه مهم‌ترين سرگرمي‌هاي زندگي‌تان فكر كردن و حرف زدن است و همه‌اش دوست داريد توي خودتان باشيد، ديگر چرا دختر مردم را (كه اسمش داد مي‌زند من مخفف 4 كلمه درآمد و خريد و تفريح و رفاه هستم) مي‌خواهيد بدبخت كنيد؟ شما اگر حال مي‌كنيد صبح تا شب فقط توي خانه بنشينيد، چرا موقع تحقيق مي‌پرسيد «دختره كه از اينها نيست كه از فعاليت‌هاي اجتماعي بدش بيايد، ايشششش»؟ اصلا چرا راجع به سوابق عضويت ايشان در گروه‌هاي مردم‌نهاد (NGO سابق) تحقيق مي‌كنيد؟ شمايي كه خودتان ديپلمتان را هم به زور گرفته‌ايد و به‌نظرتان درس‌خواندن خيلي هم كار لوس و بي‌مزه‌اي است، چرا توي فرم تحقيقاتي‌تان جلوي مقاطع مختلف تحصيلي جاي تيك گذاشته‌ايد؟ شما كه صبح تا شب توي «ساندويچي‌ها» غوطه مي‌زنيد و از مزه ديزي بدتان مي‌آيد، چرا درباره ميزان روغني كه طرف در قورمه‌سبزي مورد استفاده قرار مي‌دهد تحقيق مي‌كنيد؟ هر سؤالي كه به ذهنتان مي‌رسد را كه حتما نبايد بپرسيد. رسم نمودار هم يك قاعده و اصولي براي خودش دارد.

كجا حتما برويم؟
هنوز هم در محله‌هاي سنتي و مركزي شهر خانواده‌ها را از مساجد و معتمدين پرس‌و‌جو مي‌كنند و اطلاعات دختر و پسر فلاني و فلان شخص با جزئيات شرايط اجتماعي و خانوادگي‌اش طوري در اختيار محققين قرار مي‌گيرد كه ارزش و شخصيت خانواده عروس يا داماد محفوظ بماند. پس اگر براي تحقيق به چنين محله‌هايي مي‌رويد حتما سراغ افراد قديمي يا روحاني يا خادم مسجد برويد تا ببينيد آن فرد يا خانواده اهل منبر و حسينيه و اعتقادات مذهبي هستند يا نه. ضمن اينكه فكر كنيد گروهي براي تحقيق درباره خواهر و برادر خودتان آمده‌اند؛ دوست داريد آنها چگونه پرس‌وجو بكند؟ طبيعتا تحقيق با پيكان جوانان مدل 60 با لباس جاهل‌هاي دستمال به‌دست در منطقه نياوران و يا مازراتي مدل 2015 در منطقه كمتر توسعه يافته كمي حساسيت‌برانگيز است. براي همين سعي كنيد براساس محله‌اي كه به تحقيق مي‌رويد خودتان را وفق بدهيد و آداب و شئون تحقيق را رعايت كنيد. همچنين اين موضوع گوشه ذهنتان باشد كه هر چقدر براي شما و خانواده‌تان آبرو و اين چيزها مهم است براي دختر يا پسر مورد تحقيق و خانواده‌اش هم‌ اين موضوع‌ها اهميت دارند.

چه‌كسي هندوانه مرا سوراخ كرد؟!
خب بله، ممكن است طرف مقابل هپاتيت داشته باشد، ايدز داشته باشد، جذام داشته باشد، سرطان داشته باشد، هزار جور مريضي داشته باشد. خب او كه مريض است، شما هم كه عاشقي هلاكتان كرده، خانم والده هم كه فقط به بيرون كردن شما فكر مي‌كنند؛ نتيجه اين مي‌شود كه شما بعد از خوردن يك قاشق عسلِ روي زندگي كم‌كم به قسمت‌هاي زيرين ظرف مي‌رسيد و مي‌بينيد شده‌ايد پرستار سر خانه و آن چندماهِ «يك لحظه غفلت» حسابي كار دست‌تان داده، مگر اينكه واقعاً عشقولانه‌تان همچنان پايدار بماند.

متأسفانه يا خوشبختانه جز آن تست اعتياد و آزمايش خوني كه عموهاي محضري به زور مي‌فرستندتان سراغش، روش ديگري براي جلوگيري از فريب جوانان ساده‌لوح وجود ندارد. البته با همان 2تا تست هم خيلي چيزها معلوم مي‌شود اما ‌ چيزهاي ديگري هم هست كه بايد از زير ابر دربيايند و مثل خورشيد بر آينده روابط شما پرتوافشاني كنند.

يك روش خوب براي اين كار، خون‌دادن است. خوبي‌اش در اين است كه مجاني درمي‌آيد. شما مي‌توانيد با يك كم زبان ريختن، طرف مقابل‌تان را متوجه مزاياي انساني و خداپسندانه امر شريف اهداي خون كنيد و بعد پس از نوش‌جان‌كردن آبميوه اهدايي، منتظر بمانيد تا معلوم بشود سركار آقا (يا خانم) بيماري خاصي دارند يا نه.

راه براي كشف ساير بيماري‌ها، به اين كم‌‌خرجي نيست. شما بايد يك مهماني ترتيب بدهيد و طرف را دعوت كنيد خانه خودتان. از اينجا به بعد ساده است. 8-7 ساعت پياپي شاه‌داماد يا خانم‌عروس را نگه مي‌داريد ورِ دل خودتان و بلا‌انقطاع از قد و بالايش تعريف مي‌كنيد. مطمئن باشيد كه ديگر خودش مُقُر خواهد آمد. مخفي نگه‌داشتن علائم بيماري يا اعتياد براي چند ساعت يك‌نفس كار هر كسي نيست. فقط اگر طرف خواست به بهانه دستشويي، به شما ركب بزند، اول خوب بگرديدش قرصي، اسپري‌اي، سوزني، چيزي با خودش نبرد آن تو.

اما از آنجا كه ممكن است طرف قبل از آن جلسه رمانتيك كذايي، قرص‌هاي اعصابش را خورده باشد، دوتايي رفتن پيش يك روانپزشك هم بد چيزي نيست. اسمش را هم مي‌گذاريد «مشاوره ازدواج» و تازه كلاس هم دارد. فقط حواستان باشد كه يك‌وقت آقاي دكتر به‌خودتان گير ندهد، دكترند ديگر (از ديگر اخلاق‌هاي بد دكترها يكي هم اين است كه مريضي طرف مقابل را به شما نمي‌گويند حواسشان هست كه يك قسمي هم خورده‌اند).

تا اينجاي قصه اگر جلو رفته‌ايد، ديگر مي‌توانيد كمي به طرف مقابل اعتماد كنيد و اگر او بعد از اين‌همه بلايي كه سرش آورده‌ايد راضي باشد با شما ازدواج كند، مي‌شود به ساير مراحل هم فكر كرد. اما اگر در اين قسمت از برنامه تازه با هم فاميل از آب درآمديد، ديگر لازم است يك تست و مشاوره ژنتيك هم بدهيد تا حداقل بچه‌تان به اين باهوشي نباشد.