شعر های طنز
فکر کردی خرم نمیفهمم
چاکرم، نوکرم، نمیفهمم
فکر کردی که هست مغز شتر
یا کلم در سرم نمیفهمم
فکر کردی کلاهقرمزیام
گاویام، جیگرم، نمیفهمم
فکر کردی که سر در آخور خویش
کردهام میچرم نمیفهمم
فکر کردی که دل به تو دادم
با دل دیگرم نمیفهمم
فکر کردی که رنج را بدهی
رنج را میبرم نمیفهمم
فکر کردی که فخر بفروشی
میدوم میخرم نمیفهمم
فکر کردی اگر طلا شد نان
سیر شد همسرم نمیفهمم
نسبت خط فقر و ایمان را
پنجره یا درم؟ نمیفهمم؟
فکر کردی که هرچه میگویند
میشود باورم نمیفهمم
از تظاهر اگر که خسته شدند
خواهر و مادرم نمیفهمم
در خیابان و کوچه هی گفتند
خواهرم! خواهرم! نمیفهمم
فکر کردی که راست میگویم
پسرم! دخترم! نمیفهمم
مشکل خانوادهی خود را
پدرم، شوهرم، نمیفهمم؟
فکر کردی اگر که یک دنیا
خسته و پنچرم نمیفهمم
فکردی اگر که مجبورم
از شما بگذرم نمیفهمم
فکر کردی که مشت کوبیدی
کرده اینجا ورم نمیفهمم
زیر بار فشار بر مردم
نصف شد کمـ مَرم نمیفهمم
گریهی درد و نالهی غم را
کور هستم؟ کرم؟ نمیفهمم
فکر کردی که چون به این سازم
گرم بابا کرم نمیفهمم
فکر کردی چون عدهای خنگند
بنده هم لاجرم نمیفهمم
بنده میفهمم و نمیگویم
وای بر من، چقدر بیرحمم
روح الله احمدی/ بلبل
اهل کار صواب، کنکوری
تیز و حاضرجواب، کنکوری
توی دفتر همیشه حاضر خورد
در حضور و غیاب، کنکوری
فارسی را کمی، ولی میخواند
جبر را بیحساب کنکوری
عوض تختخواب، میخوابید
شب به روی کتاب، کنکوری
عوض شام، درس خواند، انگار
هست در اعتصاب، کنکوری
روز و شب خواند و خواند و خواند فقط
غافل از آفتاب، کنکوری
تا بگیرد کتابهای جدید
رفته بود انقلاب، کنکوری *
که سرش گیج رفت و افتاد و
حالتش شد خراب، کنکوری
دکتری آمد و نصیحت کرد:
«نده خود را عذاب، کنکوری!
چند وعده غذای خوب بخور
چند شب هم بخواب، کنکوری!
اصلا این را بگو که یادت هست
طعم جوجه کباب!؟ کنکوری!»
حرف دکتر در او اثر کرد و
شخص عالیجناب کنکوری...
درس را کمپلت کنار گذاشت **
رفت در تختخواب، کنکوری
#
نه چنین بیبخار و آهسته
نه چنان پرشتاب، کنکوری!
معتدل باش و خوب دقت کن
موقع انتخاب، کنکوری!
روح الله احمدی/ بلبل
دو تا بد شانس، دو تا تنها ---------------- يکيشون تو يکيشون من
قلب استاد مثل سنگه -------------------- سنگ سرد و سخت خارا
زده قفل بي صدايي ----------------------- به لباي خستۀ ما
چشم استاد شده خيره ------------------ مراقب آخرِ گيره
ناز از ترس نگاشون ----------------------- کم کَمَک داره ميميره
نميتونيم که بجنبيم--------------------- پيش اين استاد کافر
10 گرفتن من و تو ------------------------- قصه هست قصّۀ آخر
هميشه فاصله بوده ----------------------- بين برگاي من و تو
با همين تلخي گذشته ------------------- امتحاناي من و تو
راه دوري بين ما نيس --------------------- اما باز اينم زياده
تنها اميد من و تو ------------------------- اين مراقب جواده
کاش ميشد برگه عوض کرد ------------- کاش ميشد تقلّبي کرد
کاش ميشد از جايي ديد زد ------------- روي برگ خود کپي کرد
ما بايد با هم بشينيم --------------------- اگه ميخوايم که نيفتيم
واسه ما جدايي مرگه --------------------- تا جدا بشيم ميافتيم
کاشکي جاهامون عوض بشه ------------ من و تو با هم بشينيم
توي يک فرصت ويژه ----------------------- برگاي همو ببينيم
شايد اونجا واسۀ ما ---------------------- ديگه گير بازار نباشه
خيلي خوبه اگه با ما ---------------------- جاسوس و رادار نباشه
اينجاي شعر که رسيدم ------------------ از نوشتن دست کشيدم
سرمو بالا اُوردم --------------------------- يهو مراقبو ديدم
بجاي حلِ مسائل ------------------------- اين اراجيفو نوشتي
راستي خوي شد که به سرعت ---------- از توي خواب پريدم
چونکه از ترس مراقب --------------------- خودمو قهوهاي ديدم
کاش ميشد حتي توي خواب ----------- من و تو يک 10 بگيريم
اون وقت از خوشحالي محض ------------- تو آغوش هم بميريم
بی شرف عکس هیولا در دل صحرا کشید ؛
گفتمش نقشی بکش از خواهران شوهرم ؛
عکس گرگی با نقاب بره ای زیبا کشید ؛
گفتم از فامیل مرد نقشی بکش در یک ورق ؛
دسته ای کوسه میان بستر دریا کشید ؛
گفتم امشب در میان جمع فامیل شوهرم ؛
در میان خارها شاخه گلی تنها کشید ؛
گفتمش من یکه و آنها همه پشت همند ؛
نخبه ای را در میان جمله اسکل ها کشید؛
گفتم از اوصاف این مادرشوهر چیزی بگو ؛
جام زهر آوردو نالان دست ازاین دنیا کشید
.
.
.
مثنوی قوم الظالمین ... جلد 2
الکل و بنگ و حشیش و شیشه و کنیاک نیست
حالم از دود و دم و سیگار برهم می خورد
خونم امّا مطمئناً این قَدَرها پاک نیست
مصرفم روزی دو گیگ اینترنت پرسرعت است
قطع اینترنت برایم قابل ادراک نیست
احتیاج من به خواب و خور فراموشم شده
از نخوردن یا نخوابیدن مرا که باک نیست
ای دریغ از یک کتابی که بخوانم هفته ها
فرصتی دیگر برای «شاو» و «باسترناک» نیست
دیگر اصلاً سوی موسیقی ندارم هیچ میل
بحث سبکِ سنّتی یا پاپ و جاز و راک نیست
بنده معتاد فضاهای مجازی گشته ام
حجم تخریبش گمانم کمتر از تریاک نیست!