گزارشی از اردوی فرهنگی فصل رویش(اردوی بابلسر)
گزارشی از اردوی فرهنگی فصل رویش(اردوی بابلسر)
با سلام ...
روزهای اول و دوم رو به این صورت برامون برنامه ریزی کرده بودند که:
ساعت 6 و نیم نرمش صبحگاهی
بعد 6 و 50 دقیقه صبحانه
و ساعت 7 شروع کلاس های تئوری ...
در روزهای اول و دوم چهار آموزش نظامی-تفریحی هم داشتیم
که یکیش قبل از ظهر و سه تای دیگه از ساعت 3 و نیم بعد از ظهر شروه و تا 8 ادامه داشت
ما روز اول قبل از ظهر، ابتدا کلاس فرهنگی مون رو با حضوری حاج آقای صالحیان داشتیم که متاسفانه راضی کننده هم نبود
چون ایشون رو بدون هماهنگی درست و حسابی آورده بودنند و حتی خودشون هم توی کلاس گفتند که نمی دونستند باید در مورد چی حرف بزنند.
اما اولین آموزش نظامی مون کار در اتفاع بود
به این صورت که با استفاده از دو طنابی که به ارتفاعی بسته شده بودند و به کمک تجهیزاتی بالا می رفتیم
اینجا سجاد سیاحیان رو در حال انجام این کار می بینیم
ساعت 6 و نیم نرمش صبحگاهی
بعد 6 و 50 دقیقه صبحانه
و ساعت 7 شروع کلاس های تئوری ...
در روزهای اول و دوم چهار آموزش نظامی-تفریحی هم داشتیم
که یکیش قبل از ظهر و سه تای دیگه از ساعت 3 و نیم بعد از ظهر شروه و تا 8 ادامه داشت
ما روز اول قبل از ظهر، ابتدا کلاس فرهنگی مون رو با حضوری حاج آقای صالحیان داشتیم که متاسفانه راضی کننده هم نبود
چون ایشون رو بدون هماهنگی درست و حسابی آورده بودنند و حتی خودشون هم توی کلاس گفتند که نمی دونستند باید در مورد چی حرف بزنند.
اما اولین آموزش نظامی مون کار در اتفاع بود
به این صورت که با استفاده از دو طنابی که به ارتفاعی بسته شده بودند و به کمک تجهیزاتی بالا می رفتیم
اینجا سجاد سیاحیان رو در حال انجام این کار می بینیم
روز اول بعد از ظهر برنامه مون به این شکل بود که سه کلاس به شرح زیر داشتیم
1. عملیات ترکیبی
2. غواصی
3. تیراندازی با کمان و تفنگ بادی
عملیات ترکیبی سخت ترین قسمت اردومون بود، به نحوی که من الان هنوز هم پاهام و دست هام درد میکنند!(ماهیچه هام کشیده شدند)
دو، دو روی شن های ساحل، سینه خیز رفتن روی شن ها ساحل، سینه خیز رفتن روی گل و در آب(مردابی نزدیک ساحل ساخته بودن که داخل اون سینه خیز رفتیم)
استتار کردن به صورتی که به صورتمون گل مالیدیم، لباس و بدنمون هم گلی شده بود دیگه ...
دویدن ها و راه رفتن های زیاد، دویدن و با شنیدن سوت شیرجه رفتن روی شن های داغ ساحل
بشین پاشو، کلاغ پر ...
سینه خیز رفتن از سربالایی و بازهم روی شن های داغ و ...
و در آخر این آیتم، کانو رانی هم داشتیم ...
1. عملیات ترکیبی
2. غواصی
3. تیراندازی با کمان و تفنگ بادی
عملیات ترکیبی سخت ترین قسمت اردومون بود، به نحوی که من الان هنوز هم پاهام و دست هام درد میکنند!(ماهیچه هام کشیده شدند)
دو، دو روی شن های ساحل، سینه خیز رفتن روی شن ها ساحل، سینه خیز رفتن روی گل و در آب(مردابی نزدیک ساحل ساخته بودن که داخل اون سینه خیز رفتیم)
استتار کردن به صورتی که به صورتمون گل مالیدیم، لباس و بدنمون هم گلی شده بود دیگه ...
دویدن ها و راه رفتن های زیاد، دویدن و با شنیدن سوت شیرجه رفتن روی شن های داغ ساحل
بشین پاشو، کلاغ پر ...
سینه خیز رفتن از سربالایی و بازهم روی شن های داغ و ...
و در آخر این آیتم، کانو رانی هم داشتیم ...
در شب اولین روزی که اونجا بودیم، بعد از نماز و قبل از شام هم یه حلقه ای داشتیم که سرپرست دسته ما(دسته ی شهید قصابیان) آقای فلاح برامون کمی صحبت کردند
و ما بعد از شام رفتیم برای استراحت ...
روز دوم با بیدار شدن برای نماز صبح شروع شد
و ما بعد از نماز کمی در خوابگاه بودیم و نرمش صبحگاهی شروع شد ... و بعد از صبحانه در حسینه ی اردوگاه جمع شدیم
گویا فردی برای سخنرانی فرهنگی دعوت نشده بود و ما اونجا طبق خواسته ی مسئولین یکی یکی شروع به معرفی خودمون و فعالیت هامون در فضای مجازی و توانایی های مرتبط با اون پرداختیم و این اطلاعات رو وارد برگه ای هم که بهمون داده بودند کردیم و به مسئولین تحویل دادیم ...
بعد از این مراسم کمی در خوابگاه استراحت کدریم تا ده و نیم برای حضور در اولین آیتم عملی قبل از ظهر بشیم
قبل از ظهر بازی پینت بال رو بهمون آموزش دادند
و بازی هم کردیم
به چهارگروه 6 تایی تقسیم شدیم
و دو به دو مسابقه دادیم
و برنده ی هردو مسابقه با هم برای تعیین برنده ی نهایی بازی کردند که ما(سجاد سیاحیان، سجاد قائدی، حسین زحمتکش، دو تا از دوستای شهرکردی مون، و من) توی بازی نهایی هم برنده شدیم
و ما بعد از شام رفتیم برای استراحت ...
روز دوم با بیدار شدن برای نماز صبح شروع شد
و ما بعد از نماز کمی در خوابگاه بودیم و نرمش صبحگاهی شروع شد ... و بعد از صبحانه در حسینه ی اردوگاه جمع شدیم
گویا فردی برای سخنرانی فرهنگی دعوت نشده بود و ما اونجا طبق خواسته ی مسئولین یکی یکی شروع به معرفی خودمون و فعالیت هامون در فضای مجازی و توانایی های مرتبط با اون پرداختیم و این اطلاعات رو وارد برگه ای هم که بهمون داده بودند کردیم و به مسئولین تحویل دادیم ...
بعد از این مراسم کمی در خوابگاه استراحت کدریم تا ده و نیم برای حضور در اولین آیتم عملی قبل از ظهر بشیم
قبل از ظهر بازی پینت بال رو بهمون آموزش دادند
و بازی هم کردیم
به چهارگروه 6 تایی تقسیم شدیم
و دو به دو مسابقه دادیم
و برنده ی هردو مسابقه با هم برای تعیین برنده ی نهایی بازی کردند که ما(سجاد سیاحیان، سجاد قائدی، حسین زحمتکش، دو تا از دوستای شهرکردی مون، و من) توی بازی نهایی هم برنده شدیم
بعد از ظهر روز دوم ما آیتم های زیر را داشتیم
سکان داری(هدایت و تعیین مسیر قایق های تند روی کوچک)
سکان داری(هدایت و تعیین مسیر قایق های تند روی کوچک)
یه چیزی که یادم رفت توی برنامه های روز اول و دوم بگم، برنامه ی روایتگری این دوره ی آموزشی بود که از حاج آقای دربندی-امیر سرتیپ دربندی-(از همرزمان شهید صیاد شیرازی) برای این برنامه دعوت بعمل اومده بود.
سلام به همه دوستان گلم... ابتدا جا داره از مهندس مختاری فر جانانه تشکر کنم بابت اینکه اسم بنده را هم در این اردو ثبت نام کردند ان شاءالله بتونم جبران کنم برنامه فوق العاده ای بود و شباهت زیادی به فیلم سینمایی جزیره داشت
اینجا از تفریحات و سرگرمی ها و همایش سایبری صحبت کردند اما کم کم متوجه شدیم بحث یه کمی جدی تره در حد سینه خیز روی ماسه داغ و داخل برکه پر از قورباغه و خشم شب ..... اما واقعا جای همتون خالی خیلی خوش گذشت به خصوص اینکه همسفرهای فوق العاده ای هم همراهمون بود.... آقا مصطفی هم که زحمت کشید این صعود ما به ارتفاع را هم گذاشت باشد که جبران کنیم مصطفی جان.... فقط یه نکته ای که ذهن من را مشغول کرده حتی ذهن مسئولین برگزار کننده را چجوری میشه یه نفر هم کانو را توی آب چپ کنه هم جت اسکی را اون هم با مربی دیگه وارد جزئیات نشیم بهتره
ولی از بازی خوبه مصطفی توی پینت بال هم نباید به راحتی گذشت......
اینجا از تفریحات و سرگرمی ها و همایش سایبری صحبت کردند اما کم کم متوجه شدیم بحث یه کمی جدی تره در حد سینه خیز روی ماسه داغ و داخل برکه پر از قورباغه و خشم شب ..... اما واقعا جای همتون خالی خیلی خوش گذشت به خصوص اینکه همسفرهای فوق العاده ای هم همراهمون بود.... آقا مصطفی هم که زحمت کشید این صعود ما به ارتفاع را هم گذاشت باشد که جبران کنیم مصطفی جان.... فقط یه نکته ای که ذهن من را مشغول کرده حتی ذهن مسئولین برگزار کننده را چجوری میشه یه نفر هم کانو را توی آب چپ کنه هم جت اسکی را اون هم با مربی دیگه وارد جزئیات نشیم بهتره
ولی از بازی خوبه مصطفی توی پینت بال هم نباید به راحتی گذشت......
سلام.آقای مختاری فر واقعا ممنون هرچند سخت بود ولی خیلی چیزا روفهمیدیم یکیش اینکه توجنگ تحمیلی چی برسر بچه ها گذشت و....ازآقامصطفی هم ممنون که عکساروگذاشته توسایت ممنون
واین هم تنها عکس به جا مانده از من در کنار داداش مصطفی ضمنا جا داره بگم که در بخش پینت بال با فرماندهی اینجانب یعنی امیر سر تیپ سجاد در گروه خود قهرمان شدیم
جا داره یه خسته نباشید به قول سجاد ، جانانه به بچه ها بگم
با من تماس گرفتن و گفتن اردویی تفریحی آموزشی شاد و مفرح در بابلسره و....
خلاصه اینگه اون شبی که مصطفی گفت برنامه چیه... منم تاره فهمیدم جریان چی بوده...
هرچی سختی برنامه بیشتر بوده باشه....بیشتر تو یاد و خاطره ها میمونه ، امیدوارم جنبه آموزشیش واستون مفید بوده باشه
به هر حال کم و زیاد / سخت و آسون باید به بزرگواری خودتون ببخشین...
با من تماس گرفتن و گفتن اردویی تفریحی آموزشی شاد و مفرح در بابلسره و....
خلاصه اینگه اون شبی که مصطفی گفت برنامه چیه... منم تاره فهمیدم جریان چی بوده...
هرچی سختی برنامه بیشتر بوده باشه....بیشتر تو یاد و خاطره ها میمونه ، امیدوارم جنبه آموزشیش واستون مفید بوده باشه
به هر حال کم و زیاد / سخت و آسون باید به بزرگواری خودتون ببخشین...