پیامک لیلی ب مجنون

پیامک لیلی ب مجنون

شعر و داستان • 1393/05/27 @bamof66
پیامک لیلی ب مجنون
پیامک زد شبی لیلی به مجنون
که هر وقت آمدی ازخانه بیرون
بیاور مدرک تحصیلی ات را
گواهی نامه پی اچ دی ات را
پدر باید ببیند دکترایت
زمانه بد شده جانم فدایت
دعا کن مدرکت جعلی نباشد
زدانشگاه هاوایی نباشد
چو مجنون این پیامک خواند وارفت
به سوی دشت و صحرا کله پا رفت
اس ام اس زد زآنجا سوی لیلی
که می خواهم تورا قد تریلی
دلم در دام عشقت بی قرار است
ولیکن مدرکم بی اعتبار است
شده از آکسفورد این دکترا فاکس
مقصر بوده در این ماجرا فاکس
چه سنگین است بار این جدایی
امان از دست این مدرک گرایی

پس از چن وقت ديد باباي ليلي
كه سنِ دخترش گرديده خيلي!
درون خانه بوي ترشي آيد
خدايا دخترم ترشيده شايد!
سراسيمه به مجنون زد ايميلي
نمي پرسي چرا احوالِ ليلي!؟
هنوزم عشق ليلي دردلت هست؟
هنوزم عكس او درتبلتت هست؟
توداماد مني من شك ندارم!
نيازي ديگه به مدرك ندارم!
بيا تا منزلم مجنون ترينم
الهي دوریتان را نبينم!
چو کرد فکراشو مجنون زد ایمیلی
پس ازیک هفته به بابای لیلی
بگفتاچندسالی دیر کردی
زیادی جان من تاخیر کردی
نباشد درسر از لیلی هوایی
که دارم چند دوست اجتماعی
زبس هرچیز ایندوره گرونه!
محاله زن بگیرم این زمونه.
زیبا و جالب بود