☜ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ!!!

☜ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ!!!

عشق • 1393/05/26 @pegah1993
☜ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ!!!

تو پیاده رو قدم میزدم ،

چشام به قدم هایی که برمیداشتم و کف پیاده رو بود

که با صدای یه خنده بلند نگاهم به چند متر جلوتر جلب شد.

چندتا
دختر با تیپ های آنچنانی و با جلف بازی هایی که در می آوردن

از پسرای تو خیابون به قول خودشون دلبری میکردن.

حالم بهم میخوره از همچین آدمهایی که توجه دیگرون رو میخوان گدایی کنن

چه دختر چه پسر!!!

من به راهم و اون ها به جلف بازیهاشون ادامه دادن.

فاصلمون که کمتر شد سنگینی نگاهشون رو حس کردم

وقتی سرم رو بلند کردم دیدم بهم خیره شدن

و یکی شون با لبخند بهم یه چش غره رفت

که فک میکنم اسمش دلبری کردن بود!!!

یه نگاه سرد بهش تحویل دادم و به روبه روم چشم دوختم.

از کنارم که رد شدن

همون دختر که ظاهراٌ سرگروهشون بود با بی شرمی گفت:

جیگرتو بخورم که اینقدر پاستوریزه هستی!!!

ایستادم !!!!

سرم رو چرخوندم دیدم با خنده به پشت سرشون نگاه میکنن.

گفتم من پاستوریزه نیستم متاٌسفانه شما زیادی فاسد شدی!!!

خیلی ها بهم خرده گرفتن،

آشنایان ، دوستام، بچه های محل .

بهم میگن تو مغروری ، از خود راضی هستی و ...

ولی خودم قبول ندارم!!!

به نظر من جوابشون فقط یه جملس:

«من جنس ارزون نیستم»

با توام دختر ارزش توهم بیش ازیناست

که بری تو کوچه خیابون دلبری کنی

حالا قضاوتش میذارم پا خودت

فقط..فقط 5 دیقه فکر کن !!!!