خنده دارترین اتفاق در دوران تحصیل کی وچه بوده خواهشن یه نموره توضیح ؟
خنده دارترین اتفاق در دوران تحصیل کی وچه بوده خواهشن یه نموره توضیح ؟
دبیرستان....پونز میکاشتیم رو صندلی معلم...
ترقه های ضربه ای میذاشتیم زیر پایه های صدلی...
ی بارم من معلمو ی چک زدم.......
ترقه های ضربه ای میذاشتیم زیر پایه های صدلی...
ی بارم من معلمو ی چک زدم.......
جالب بود
:|
یادمه سال 4 دبستان اسم رانوشت و4 ضربدرم زد .همچینکه می خواست برد بشیند من پام را دراز کرد پاش پیچ خورد کف کلاس پهن شدم. کلاس منفجر شد.
یک دیگه :هم آبله مرغان گرفته بودم .دکترهم رفتم 24 ساعت استراح نوشت .فرداش رفتم .معلم وناظم گفتن برواستراحت کن یک هفته دیگه بیا ما اومدیم .هفته بعد که رفتیم .از کلا س 10 نفر استعلاجی بودن
یک دیگه :هم آبله مرغان گرفته بودم .دکترهم رفتم 24 ساعت استراح نوشت .فرداش رفتم .معلم وناظم گفتن برواستراحت کن یک هفته دیگه بیا ما اومدیم .هفته بعد که رفتیم .از کلا س 10 نفر استعلاجی بودن
یه بار موش پلاستیکی انداختیم زیر پای معلم مردمون(دبیرستان)کوکی بود این بدو آقامون بدو
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ بچه ها خواهشن تعریف کنید. ازخودتان یا خاطرات همکلاسی ها
من یکبار زنگ تفریح در دفتر را روی معلمامون قفل کردم و خودمم از دیوار حاشا بالا رفتم.کلیدشم پرت کردم تو حیاط مدرسه.هیچی دیگه یه 45 دقیقه دنبال کلید گشتن تا بیان بیرون.آخه دوتا از معلما جا مونده بودن
منم راهنمایی با یه معلم سخت گیر کلاس داشتیم اجازه گرفتم رفتم دفتر تا مدیر حواسش پرت بود نشستم رو صندلی کنار زنگ وهولش دادم زنگ مدرسه زده شدو خودم رو زدم به کوچه علی چپ و همه بچه ها ریختن بیرون
دوم دبیرستان(دبیرستان شهرکرد بودم) سر کلاس جغرافی که کلاس کسل کننده ای بود معلمشم که... بیچاره اینقدر سواد نداشت اسم منو بنویسه خودم رفتم براش تو دفتر کلاسی نوشتم خخ
یه روز سر همین کلاس خیلی دیگه حوصلمون داشت سر میرفت تو ساعت استراحت رفتیم از مغازه پرنده فروشی نزدیک مدرسه یه فنج خریدیم اوردیم تو کلاس معلم که شروع به درس دادن کرد فنجو رهاش کردیم تو کلاس کل کلاس ریخت به هم یکی به بهونه زدنش کتابشو پرت میکرد یکی کیفشو یک کفشش ودر اورده بود مثلا بزندش
چاقو میزدی به معلم خونش در نمی اومد
یه روز سر همین کلاس خیلی دیگه حوصلمون داشت سر میرفت تو ساعت استراحت رفتیم از مغازه پرنده فروشی نزدیک مدرسه یه فنج خریدیم اوردیم تو کلاس معلم که شروع به درس دادن کرد فنجو رهاش کردیم تو کلاس کل کلاس ریخت به هم یکی به بهونه زدنش کتابشو پرت میکرد یکی کیفشو یک کفشش ودر اورده بود مثلا بزندش
چاقو میزدی به معلم خونش در نمی اومد
یه بار سر کلاس عربی معلممون پشتشو کرده بود.(توی یه برگه a4 که قبلا اماده شده بود .) با سوزن زدیم پشت مغنعش ( این معلم گم شده است لطفا جهت پیدا شدن به دفتر مدرسه مراجعه فرمایید) خلاصه زنگ استراحت همه بچه ها افتاده بودن دنبالش ببینن چی نوشته. (این یه تفریح سالم من بود