مشتاق دیدار!!

مشتاق دیدار!!

دفاع مقدس • 1393/05/22 @beraherouhollah
مشتاق دیدار!!

فرداي روزي که دشمن بعثي خرمشهر را گرفت جسد بي جان و عريان دختري

را به تيرک بلندي بسته و در آن سوي کارون مقابل چشمان رزمنده هاي ما گذاشته بودند!

تکاوران نيروي زميني ارتش با تقديم 3 شهيد بالاخره آن جسد را پايين آوردند ...!

سه شهيد براي "جسد" يک دختر مسلمان ايراني...! حال چه بر سر غيرت جوانان ما آمده.

که خود،خواهان عريان بودن دختران در جامعه شده اند...؟

به سيل اشك بايد شست راه كاروان ها را
هنوز از جبهه مي‌آرند تابوت جوان‌ها را

كدامين كاروان آهنگ يوسف با خودش دارد
غم ابرو كمانان مي‌نوازد قد كمان‌ها را

نه پيراهن به تن مانده نه بوي پيرهن مانده
امان از اين چنين داغي كه مي‌برد امان‌ها را

به ما با چشم و ابرو گفته بودند از چنين روزي
ولي باور نمي‌كرديم اين خط و نشان‌ها را

به دنبال جوان خوش قد و بالاي خود بودند
هماناني كه با خود مي‌بردند اين استخوان‌ها را

اگر دريا نمي‌گنجد به كوزه با چه اعجازي
ميان چفيه پيچيدند جسم پهلوان‌ها را

به ما گفتند يوسف‌ها به كنعان باز مي‌گردند
ندانستيم با تابوت مي‌آرند آنها را

به روي شانه لرزان مردم يك به يك رفتند
خدا از شانه مردم نگيرد اين تكان‌ها را

"ميلاد عرفاني‌نژاد"

دارم هـــوای صحبت یــــاران رفتـــــه را -----یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
بالای جنازه‌ی خونینش پرسید: زنـــده‌ای؟ لرزان گفت: هنــوز نــــــه ..... ! ! !
میرود و من پشتش آب نمیریزم وقتی هوای رفتن دارد دریا را هم به پایش بریزی
یادشان همیشه جاویدان ...