حال این روزای من....

حال این روزای من....

بحثهای دابا • 1393/05/19 @hurdokht
حال این روزای من....
اين‌كه اين روزها و شب‌هايي كه مي‌گذرند متفاوتند و اساسشان اساسي با روزها و شب‌هاي ديگر فرق مي‌كند و مي توانند حالِ‌ آدم را برسانند به بهترين حال‌ها و گره‌هايِ شكل گرفته بينِ معبود و عبد را باز كنند يك طرف... يك طرفِ ديگر هم حال خرابِ اين دل‌ دردمند است.كه لجوج و بهانه‌گير و عاصي شده‌است، و شايد همين عصيانش موجب شده از زمين و زمان برايش ببارد روزهايي كه هيچ تدبيري از وخامتشان كم نمي‌‌كند و هيچ مُسَكني به قصد تسكينشان نمي‌رسد، از همان روزهايي كه حالِ بدشان ربطي به دنده‌يِ چپ و راست تو ندارد و اصلاً به همين نيتِ درد داشتن و درد آوردن به صبح مي‌رسند، از همان احوالاتي كه حالِ بدِ‌ آدم هايِ ديگر غصه هايت را زياد مي‌كند و غمشان قشنگ مي‌نشيند در نهان‌خانه‌يِ دلِ‌ سراسر ويرانت؟ از آن روزهايي كه وقتِ قنوت مي‌ماني نياز‌هايِ‌ خودت را قطار كني يا دردهايِ بي درمانِ ديگران را... روزهايي كه كلاً در عذابِ وجداني! از نوعِ حرف زدنت با خدا گرفته تا گريه‌هايي كه اختيارش از دستت در رفته و!!!ا عذابِ وجدان از تلفن هايي كه جواب نمي‌دهي و كوچه‌هايِ علي چپي كه خودت را در آن‌ها پنهان مي‌كني دُچـــــــــــــــــار روزهايي از همين دستم ....روزهايي كه به رفتنشان ايمان دارم و مي‌كوشم با درايت از منجلابشان جان به در ببرم ....