خودتو نقد کن!

خودتو نقد کن!

خودمونی • 1393/05/11 @nafas59
خودتو نقد کن!
سلام.
توی این سایت تاپیک نقد زیاد داریم. نقد مدیران، همکاران...
هر کسی که به این تاپیک سر می زنه ازش می خوایم که خودشو نقد کنه.
چیزای بدی که توی وجود خودش هستو اگه دوست داشت بگه و سعی کنه خودش راه حلی پیدا کنه.
چون هر شخصی بهترین مشاور و راهنما برای خودشه...
ماها رشد می کنیم، چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ فکری، و این رشد فکریه که تا آخر عمرمون ادامه داره.
چه بهتر که راه درستو انتخاب کنه.
پس تو سالی چند بار می تونی به این تاپیک سر بزنی و سعی کنی خودتو نقد کنی.
هر وقت نقد خودت تموم شد و صادقانه اعتراف کردی به خوبی ها و بدی ها، اون موقع هستش که می تونی دیگرانو نقد کنی.
توجه داشته باشید: صادقانه... اجباری در کار نیست.
دوست نداری ننویس، اما اگه می نویسی حقیقت و بنویس
شما از خودتون شروع کنید تا رو بقیه هم باز بشهwink
گاهی زیادی مهربونم که بقیه سوءاستفاده میکنن!
گاهی اینقدر بی حوصله ام که حتی نمیتونم کارای مورد علاقمو انجام بدم!
گاهی زود عصبانی میشم و خیلی بد برخورد میکنم که بعد پشیمون میشم!
گاهی پرتوقع میشم مخصوصا از نزدیکام و کسایی که دوسشون دارم!
گاهی نمیتونم حرف های دلمو بزنم
خیلی هم زود رنجم
خیلی زود عصبانی میشم
مهربونو صبورم فقط گاهی اوقات کسی بخواد اذییتم کنه بداخلاق میشم....

ب دروغ بدم میاد بهتره بگم نفرت دارم اما مصلحتیشو میگم....
خیلییییییییییی بدشانسم ب خصوص جاهایی ک میگم یاشانس....
در کل سعی میکنم زود عصبی نشم مخصوصا تو تاپیک که متسفانه بعضی وقت ها نمیشه ...

همون طور که برام مهمه که اینجا چه تعدادی دارن پست های منو میخونن اگه عصبی بشم همون اندازه برام مهم نیست...

خیلی وقت گذاشتم برا جواب دادن به نامه ها و سوالات کاربرا و منتی هم ندارم ...

اوایل کیفیت مطالبم کم بود ولی الان تقریبا میشه گفت بیشتر راضی هستن ...

از خیلی ها دلخوری دارم اما کینه ای نیستم زود فراموش میکنم..

دیگه یادم نمیاد اگه سوال بکنید تو یه مورد خاص جواب میدم :)
من :
-دیگه اینقد دلم به رحم اومده که بعضی وقتا به ضرر خودمو به نفع بقیه کار میکنم
-اینکه اصلا به هیچ وجه حاضر نیستم بی تفاوت از کنار آدما رد بشمو دوس دارم(همیشه دستمو واسه کمک،اصلاح یا هر چیزی که فکرشو بکنی سمت هر کی ببینم لازم داره دراز میکنم)
-درسته زجرم میده و جاش تو این دنیا نیست ولی عاشقشم: طرز فکرمو میگم
-رک حرف زدنمو بدون اینکه به موقعیت طرف مقابلم نگاه کنم دوس دارم
-حالم از اینایی که بعضی واژه ها رو میگن و معنیشو نمیدونن بهم میخوره
-بد بین نیستم ولی دلیلی نداره از کنار همه چی زود رد بشم تا سرم کلا بره
-از اینکه زرنگی رو به کارای اشتباه و زیر آبی رفتن نمیدونم لذت میبرم
-واسه دوستام (دوستااا) تا ته مرام معرفت هستم
-تا فعلی رو دوس نداشته باشم انجام نمیدم
-حق و باطلم خیلی قبول دارم + از دست طبیعت به شدت میترسم
-اصن بزار کلا بگم راحتت کنم:
دنیام متفاوته ، لغتاش با تعریفاشون تو فرهنگ لغتایه امروزی نمیخونه، نمیدونم دیگه چی بگم یعنی نمیدونم از کجا شروع کنم
تا همین جاش یه اپسیلونم نگفتم ولی بسه
1-بعضی از کارامو بدونه فکر می کنم. 2-خیلی ساده ام 3-و این خیلی ازش رنج میبرم اینکه اراده ندارم و زود عصبی میشم
چون درحقه خیلیا خوبی کردم ولی لیاقت نداشتن منم تصمیم گرفتم بدباشمwub