دلتنگی یعنی...

دلتنگی یعنی...

خودمونی • 1393/05/05 @yas00
چقدر ب مرگ نزدیک شده ام
بعد از سفر هیچ ننوشتم، هیچ نگفتم..

تمام خاطرات در ذهنم قاب شدند....خودم خواستم که خانه خدا فقط در تصاویر ذهنم باقی بماند...

اما اتفاق چقدر به ما نزدیک است...

یک لحظه....

و تمام...

حس می کنم که چقدر به مرگ نزدیکم....

خیلی نزدیک.

خنده یا...

این روزا من....من نیستم...

درد غریبی رو حس میکنم...

خوشحالم....خیلی زیاد....در حالیکه اصلاً خوشحال نیستم...

حرفی نیست...

ولی تو باور مکن...