ب مناست دومین سالمرگ استاد خســـرو شکیبایی
ب مناست دومین سالمرگ استاد خســـرو شکیبایی
خدایش رحمت کند
امروز، دلم، آخرِ تنهايی بود
آمدشدِ مادرم تماشايی بود
بر سفرهی شعرِ سيّدِ قومِ غريب
همهقهقِ خسروِ شكيبايی بود
مرغ عشق ديگری از گِل پريد
با دلی دريايی از ساحل پريد
در ركابِ ماهِ پرْمهرِ علی
خسرو از هامونِ ناقابل پريد
و سالن يكصدا فرياد سر داد:
«عجب نقشی! خدايا! وای! استاد!»
نمايی باز و ... آوازی دلانگيز
و خسرو پركشيد و ... پرده افتاد
البته این سالگرد5روز گذشته بود