معلم موضوع انشا داد...

معلم موضوع انشا داد...

انجمن حمایت از بیماران خاص • 1393/04/25 @al0ne
معلم موضوع انشا داد...
معلم موضوع انشا داد:وقتی بزرگ شدید می خواهید چه کاره شوید؟؟؟؟؟ و "کودک سرطانی" نوشت: من بزرگ نخواهم شد.......

آدمیان به لبخندی که بر لب مینشانند

و به احساس خوبی که بر جا می نهند

و به دردی که از یکدیگر میکاهند،

می ارزند !!!

و ما بودنشان را می خواهیم

چون وجودشان زمین را زیباتر می کند...

این زندگی گذراست... نه غمش پایدارست و نه خوشی اش به کوله بارت نگاه کن، که چگونه پرش کرده ای

ســــاده ســـاده میگم

همه‌ی ما هزاران آرزو داریم: لاغرتر شویم، بزرگتر شویم، پول بیشتری داشته باشیم، اتومبیل بهتری سوار شویم، یک روز تعطیل؛ یک گوشی موبایل جدید؛ ملاقات با زن یا مرد رویاهایمان...ولی یک بیمار مبتلا به سرطان تنها یک آرزو دارد و آن اینست که از شر سرطان خلاص شود...

خدا تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمی شود

تنها کسی ست که با دهان بسته هم می توان صدایش زد

با پای شکسته هم می توان به سراغش رفت

تنها خریداری ست که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد

تنها کسی ست که وقتی همه رفتند میماند

خدا را برایت آرزو می کنم

به اون کودک سرطانی معلم نگفت.....
هیچ کسی نمی تونه جای خدا تصمیم بگیره حتی تو کودک زیبای سرطانی


واقعا اون قدری که خدا تمامی بچه های سرطانی را دوست داره مطمئنا هیچ کسی رادوست نداره.....
خدا می تواند هر وقت خواست کاری کندکه برگی از درخت نیفته می تواند تمامی مریضها را شفا بده ....
خدا به بهترین کساهم سختی می ده از حضرت آدم بگیر تا حضرت مهدی (عج)پس واسه همه چیزاحکمتی هست که ما هیچ وقتی مغزمون کشش درکش را نداره
به اون کودک سرطانی وتمامی کودکان سرطانی باید گفت کاش خدا هم مارا به اندازه شما دوست داشت به همشون باید گفت فقط خداست که بیمارت کرده وخودشم خوبت می کنه پس قوی باش توی این امتحانش ماهم دعات می کنیم
خدا هیچ وقتی هیچ یک از بنده های خودش را تنها نمی گذاره خدایا شکرت