داستان درختی که خشک شد.

داستان درختی که خشک شد.

شعر و داستان • 1393/04/21 @bamof66
با یه نگاه دیگه(شعر از خودمه کپی رایتشم مزاجه)
پسرک آدم باش!
دخترک آدم باش!

باغبانی که کنون در پی باغ دل توست
دل به تو خواهد داد

وای آن روز که رسد موسم و هنگام خزان دل تو

رخت بر بسته به دست
چنگی از فتنه و آز
پشت بر آن همه یکرنگی و مهر
یکصدا در دل سنگش پیچد:

باغی دیگر آنجاست...

این رسم شماانسانهاست،قبل از آن که مطمئن شویدانتخاب میکنید و وقتی باضربه هایتان طرف مقابل را آزار می دهید او را به حال خودش رهامیکنید !
مرسی از نظرات دوستان