بستنی فروش
بستنی فروش
پسری درحال بازی در خیابان بود و بعد از چند لحظه دوان دوان به طرف خانه می آید وبه مادرش می گوید:
مامان سی صد تومان به من بده .
مادر:پسرم می خواهی چکار کنی؟
پسر: می خواهم به یک مرد فقیر بدهم.
مادر سی صد تومان به او دادوگفت:بیا پسرم این سی صد تومان ان مرد فقیر کجاست؟
پسر کوچولوجواب داد:سر کوچه ایستاده و بستنی می فروشد.
مامان سی صد تومان به من بده .
مادر:پسرم می خواهی چکار کنی؟
پسر: می خواهم به یک مرد فقیر بدهم.
مادر سی صد تومان به او دادوگفت:بیا پسرم این سی صد تومان ان مرد فقیر کجاست؟
پسر کوچولوجواب داد:سر کوچه ایستاده و بستنی می فروشد.
کاش همه لطیفه هارو تویه یه تاپیک منسجم میآوردیت
واقعا سید درست می فرماد خخخخخخخخخخخخخخخخخخ