عشقssssssss
عشقssssssss
برمزارمگریه کن اشکت مراجان میدهد/ناله هایت بوی عشق وبوی باران میدهد/دست برقبرم بکش تاحس کنی مرگ مرا/دستهایت دردهایم راتسلامیدهد/وقت رفتن لحظه ای برگردوقبرم راببین/این نگاه اخرت.امید ماندن میدهد
خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد
نخواست او به من خسته ؛ بی گمان ؛ برسد
شکنجه بیشتر از اینکه پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد ؟
چه میکنی ؟ اگر او را خواستی 1 عمر
براحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی ؛ بروند؛ از دلت جدا باشد
به آنکه دوست ترش داشته ؛ به آن برسد
رها کنی ؛بروند؛ 2 تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد
گلایه ای نکنی ؛ بغض خویش را بخوری
که مبادا هق هق تو ؛ به گوششان برسد
خدا کند که ...نه نفرین نمیکنم
نکند به او که عاشقش بوده ام زیان برسد
خدا کند که فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
نخواست او به من خسته ؛ بی گمان ؛ برسد
شکنجه بیشتر از اینکه پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد ؟
چه میکنی ؟ اگر او را خواستی 1 عمر
براحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی ؛ بروند؛ از دلت جدا باشد
به آنکه دوست ترش داشته ؛ به آن برسد
رها کنی ؛بروند؛ 2 تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد
گلایه ای نکنی ؛ بغض خویش را بخوری
که مبادا هق هق تو ؛ به گوششان برسد
خدا کند که ...نه نفرین نمیکنم
نکند به او که عاشقش بوده ام زیان برسد
خدا کند که فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد